آن شب توی چشمهایم نگاه کرد و گفت: «تو کابوس من هستی.» بهش گفتم: «خوشحالم که یه چیزیت هستم.» گفت: «جدی گفتم!» جواب دادم: «کابوس هم میتواند روزی به رویا تبدیل شود.» سکوت کرد و چشمهایش را بست تا شاید خوابش ببرد...
دلــــــم که گـرفته باشــد با صـــدای دستــــفـــروش دوره گـــرد هـــم گریه میــــکنم ، چه برســـد به مــــــــرور خاطــــــرات با هـــم بودنمــــــان....