مریم
خیره می شوی در چشمهایم... می دزدم از نگاهت- نگاهم را- تا نفهمی... چقدر دلتنگت بودم
مریم
رسم ” خوب ” ها همین است حرف آمدنشان شادت می کند و ماندنشان با دلت چنان می کند که هنوز نرفته دلتنگشان می شوی . . .
مریم
نمی دانم چرا هر چه عاشق و عاشقتر می شوم.... ترسوتر و ترسوتر هم می شوم...... شاید دلیلش ترس از روزیست که تو را از دست بدهم....... ترس از زمانیست که برایت بهترین نباشم....... ترس از لحظه ایست که دیگر دوستم نداشته باشی......
مریم
هیچ گاه باور نکن که به نبودنت عادت کنم؛ شاید به اجـبـار زمـانـه نـبـودنـت را تـحـمـل کنم، اما اینکه نباشی را هــرگـز !!!
مریم
بزرگتر که می شوی غصه هایت زودتر از خودت قد می کشند؛ لبخندهایت را در آلبوم کودکیت جا میگذاری و ناخواسته وارد دنیای لبخندهای مصنوعی میشوی ،شاید بزرگ شدن، آن اتفاقی نبود كه انتظارش را میكشیدیم…!
مریم
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست . سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست ...
مریم
نمی خواهم برگردی این را به همه گفته ام حتی به تو به خودم اما نمی دانم چرا هنوز برای آمدنت فال می گیرم! چرا هنوز پشت هزاران ترانه خاموش به انتظارت نشسته ام! تا تو را آرزو کنم!
مریم
تا شیرینی خیال تو با من است،تلخی دلتنگی هایم را میگذارم برای بعد...
مریم
خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام /خداحافظ به شرطي که بفهمي تر شده چشمام /خداحافظ کمي غمگين به ياد اون همه ترديد/ به ياد آسموني که منو از چشم تومي ديد...