sara
کـاش به خودمون قــول بدیــم وقتی عاشق بشيم که ” آماده ایـــــــم“ نــه وقتی کــه ” تنهــائیــــــم“
sara
دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش. بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می دی، می تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری. ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات ها خجالت می کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار" دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی شه شما بهم بدین؟" بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می کنه؟ و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!
sara
بیخیال حرفایی که تو دلم جامونده ؛ بیخیال قلبی که اینهمه تنها مونده....
sara
حباب ها قربانی هوای درون خودشان هستند....
sara
ایـن روزهـا، بـا تـو، بـه وسـعـت تـمـام نـداشـتـه هـایـم، حـرف دارم... اما افسوس.....
لایک زیااااد
14 سال و 1 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبلتنهایند که عاشق میشوند بدون اطلاعاتی که اخرش منجر به شکست عشقی میشه
13 سال و 2 ماه و 15 روز و 2 ساعت و 4 دقيقه قبلولی آماده بودن معنا و مفهوم دیگری دارد که اندکی آماده هستن