سارا
توسط موبایل
داره یک سال از اون روزه خاطره ای میگذره
سارا
توسط موبایل
دلم برا بعضی از روزای رفته تنگ شده و میشه
سارا
توسط موبایل
چقدر سخته که آدم بخواد خودشو با یه غریبه اونم تو خونه خودش وقف بده
سارا
توسط موبایل
من وقتی کوچیک بودم وقتی بارون می امد فکر میکردم که خدا داره گریه میکنه
سارا
توسط موبایل
ای کاش خدا کسایی که تو. زندگی دیگران دخالت میکنن رو لال کنه یا اونقدر بهشون بدبختیو گرفتاری بده که دیگه وقت برا این کارا نداشته باشن
سارا
توسط موبایل
گاهی وقتی مشکلات زندگی خیلی بهت فشار میاره شاید دلیلش این باشه که یه کی اون بالا داره بدجوری امتحانت میکنه
سارا
توسط موبایل
یه زمان منو تو می شودیم ما ولی حالا تو و. اون میشین شما منم به سلامت
سارا
توسط موبایل
بعذی وقتا چقدر سخته که بخوای چیزی بنویسی ولی هیچی به ذهنت نمی رسه
سارا
توسط موبایل
چقدر خوبه که هوا خنک باشه و پنجره اتاقت رو باز کنی و از. نسیم خنکی که صورت تو نوازش میده لذت ببری
سارا
توسط موبایل
اگه مواظبه حرکت مهرههای شطرنجه زندگی مون نباشیم امکان داره با یه حرکت اشتباه ضربه ی جبران ناپذیری بخوریم
سارا
توسط موبایل
خاک حاصلخیزی باید تا در آن این لحظه های غم انگیز را دفن کنم تا شاید جوانه ی دیگری سبز شود و دلگرم تر شوم