سارا
اﺯ ﻣﺰﺧﺮﻓﺘﺮﯾﻦ ﻧﺼﯿﺤﺘﻬﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ :”ﺑﻬﺶ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ
سارا
به یارو میگن پاشو سحره ، میگه بزار بخوابم ، خودم فردا بهش زنگ میزنم !
سارا
سلام دوستان خوبین بعد از ظهر پاییزتون بخیر و خوشی
سارا
پسر خالم آیپدشو گذاشته بود رو زمین منم فک کردم از این ترازو دیجیتالاس رفتم روش وایسادم هیچی دیگه بیچاره کور شد از بس گریه کرد
سارا
اومدم خونه به مامانم میگم گشنمه، میگه عزیزم نون هس ،تخم مرغ هس، روغنم هس، برو هر چى دوس دارى درست کن بخور!
سارا
میدونم یکی هست که تو دلش وِلولـس واسه خواستنــم فقط نمیدونم کجاست؟
سارا
. دیروز مامانم برای نهار یه مرغ درسته ی بزرگ رو گذاشته بود تو فر بعد برای اینکه خلاقیتش رو به رخ بکشه یه چندتایی بلدرچین کوچولو هم گذاشته بود کنارش و یه بلدرچین هم تو شیکمش ؛ خلاصه نشستیم سر سفره خواهرم قاشق رو زد تو سینه مرغه یوهویی بلدرچینه از توی شیکم مرغه پرید بیرون و چنان جیغ ۲۴رنگی زد که همسایه بغلی زنگ زد به آتشنشانی و ۱۱۰ ! بهش میگم چته ؟ میگه نیگا کن این مرغ بدبخت جوجه داشته تو شیکمش … هیچی دیگه از ظهر دارم تیکه های سفره رو که گاز زده بودم از لای دندونام در میارم ! .
سارا
قدیما یکی چشم میخورد واسش تخممرغ میشکستن الان یکی تخممرغ میخوره چشمش میزنن
سارا
توسط موبایل
عجب دوره زمونهای شده ای خدا نمیدونم چطوری با کارایی که آدما انجام میدن تو روی فرشته هات نگاه میکنی
سارا
توسط موبایل
میگن تا نخوای هیچی دورست نمیشه