sara
*دختر ایوب نیستــــم اگر ، چیست در من این همه صبــــــــــر..
sara
بـلافـاصـله پـس از مـرگـم … مـرا بـه خــاکــ نسپـاریــد؛ دوسـتـانــم عادتـــ دارنــد کـه… دیــــر بیــاینـــــد…!!
sara
مـــن هنـوز غـــرق گذشتــه ای هســتم کــه " نمـی گــذرد .....
sara
با دیوارهای اتاقتون مهربان باشید شاید ی وفت هایی مجبور باشید باهاش حرف بزنید ..شاید گاهی فقط بهتر از او واسه شنیدن پیدا نکنید .....
sara
سالها رو نشمر ـ ـ خاطره ها رو بشمر... مقياس عمر تعداد نفسهايي نيست که فرو ميبريم بلکه لحظه هاييست که نفسمونو بيرون ميديم
sara
گوش های سنگین بهانه اند ... حرف های ما شنیدنی نیست گاهی ....
sara
یه وقتایی بیخودی دنبال مقصر میگردیم .... چـــــــــــون ! مقصر واقعی خودمونیم ...
sara
همه منتظر نشستن ......تا تو بشكنی بخندن ......
sara
هنوز نشده دوبـــاره ببینمت ! اما مطمئنم این بار ... دیگر نه از طپش قلبم خبریست.... نه از خوشحالی کودکانه ام برای دیدنت این بار نگاهت می کنم و زیر لب می گویم : "خدارا شکر که سهمم از زنــدگی نبودی..."
sara
دیر آمدی تمام شده ام دیگر بس كه بلعیده ام اندوه نبودت را هنوز اما همانند حاتم ام ....می بخشمت ..... با آنكه هزار شب بی خوابی طلب دارم از تو .......!!!
sara
*ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک / هرکه از دیده ی مان رفت ز خاطر ببریم .
sara
غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم