سارا(فندق خاندان)
رفتنت ... نبودنت ... نامردیت ... هیچکدوم نه اذیتم کرد نه واسم سوال شد ... فقط یه بغض داره خفم میکنه ... چه جوری نگات کرد که منو تنها گذاشتی ...؟ (سخته خیلی سخته این فکر داغون می کنه نمی دونم می فهمید چی میگم یا نه)
سارا(فندق خاندان)
مقصد مهم نیست، مسیر هم مهم نیست، حتی خود سفر هم چندان مهم نیست؛ همسفر خیلی مهمه. . .
سارا(فندق خاندان)
مردونه تمومش کن من طاقتشو دارم هر بار ترحم بود اینبار نمیذارم با عشق برو وقتی با عشق نمیمونی! مردونه تمومش کن وقتی که نمیتونی تو میری و میمونی این معنی رفتن نیست! اینبار تمومش کن تا وسوسه با من نیست باید یه نفر از ما از خاطره ها رد شه من یا تو نمیدونم باید یه نفر بد شه من پیش تو آرومم تو پیش من آشوبی انقدر به من بد کن باور نکنم خوبی...
سارا(فندق خاندان)
من عاشقانه دوستش دارم. و او عاقلانه طردم مي كند منطق او حتي از حماقت من هم احمقانه تر است... (احمد شاملو)
سارا(فندق خاندان)
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست.... تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد
سارا(فندق خاندان)
وقتی بود نمی دیدم وقتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد می نالد و تو تشنه ی آتش باشی و نه آب و وقتی چشمه خشکید و از آسمان آتش بارید و از زمین آتش روئید تو تشنه ی آب گردی و نه آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت (دکتر علی شریعتی)
سارا(فندق خاندان)
از من فاصله بگیر... هر بار که به من نزدیک می شوی... باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت! از من فاصله بگیر... خسته ام از امیدهای کوتاه...!
سارا(فندق خاندان)
دود سیگار چه دیدی جان من از دود سیگار که اینگونه شدی بر آن گرفتار چودانی خصم وقت ومال وجانست پس از اینگونه خصمی دست بردار