سارا(فندق خاندان)
تجویز دارو برای شب امتحان سه بسته خاک برات نوشتم هر هشت ساعت میریزی رو سرت!!
سارا(فندق خاندان)
در دسترس بودنت دیگر برایم ارزش ندارد .... اکنون نه مشترک هستی ؛ نه مورد نظر ... !!!
سارا(فندق خاندان)
کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند … از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟! وقتی کســی جایت آمد … دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند …. میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه …… فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود ! و این است بازی باهــم بودن … !!!
سارا(فندق خاندان)
می خواهم عوض شوم ! چرا باید دلتنگ باشم ؟ تو باید دلتنگ شوی می خواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم در دورترین نقطه ... دقت کن رسیدن به من آسان نیست , اگر همتش را نداری آسیب به درخت نرسان به همان سیب های کرم خورده روی زمین قانع باش ................!!!