sarbaz
ما به عهد حسن تو ترک دل و جان گفتهایم/ با رخ و زلف تو شرح کفر و ایمان گفتهایم /یاد زلفت کردهایم و نام زلفت بردهایم /هم پریشان گشتهایم و هم پریشان گفتهایم /درد عشقت را چو درمانی نمیدیدیم ما /درد را تسکین دل را عین درمان گفتهایم ***عطار***
sarbaz
مادرم می گفت: عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام (دکتر علی شریعتی)