sayeh
ديشب كه باران باريد... ميخواستم سراغت را بگيرم اماخوب ميدانستم اين بار هم كه پيدايت كنم ,باز زير چتر ديگراني
sayeh
دمش گرم... باران را ميگويم به شانه ام زد و گفت : خسته شدي...ا امروز را تو استراحت كن... من به جايت مي بارم
sayeh
زن موجــــــــود پیچـــــــیده ای نیست ... ! اگـــــر برای شناختنش ، بجای غـــــریزه ، از احســـــاست اســــــتفاده کنـی ..
sayeh
اسم های خداوند به سه زبان ...دیدگاه..
sayeh
آخرين زمين لرزه ها ...لینک...
sayeh
اگر مانده بودی...ز تو مینوشتم...تورا میسورودم...
sayeh
تـــو ، چـه می فهمی ! حــال و روز كسی را كه، دیگر هــــیـــــچ نگاهی دلــش را نمی لرزانـد ...!
sayeh
چیزی ویرانگرتر از این نیست که دریابیم فریـب همان کسانی را خورده ایـم که باورشان داشته ایم . لئـو بوسکالیا
sayeh
پر از دیوار و آوارم پر از خونم پر از دردم بگو چی شد تو یه لحظه تموم شهر و گم کردم بگو که خواب می بینم بگو تنها یه کابوسه عروسک جون چقد راهه از این آوار تا بوسه؟ چشاتو واکن و بازم من از خنده هات پر کن وگرنه با چشای باز منم مرده تصور کن خدایا توی این شهرم، شبیخون بم افتاده زمان از دست من رفته زمین از چشمم افتاده وطن بی خونه وطن سرگردون روزگارو چن شب به عقب برگردون
sayeh
لعنتی….. !!! روزهایی که به تو نیازدارم … دقیقــا" مصادف شده با... روزهایی که ازمن دوری….
sayeh
پرم از بغض … بغض هایی که نمی شکنند … بغض هایی که همانند جلادی گردنم را گرفته اند و می خواهد مرا خفه کنند … پرم از بغض هایی بی رحم…
sayeh
نترس.. آب نریختـــــم که برگردی آب ریختـــــم تـــا پاک شود هر چه رد پای توست …..از زنـــدگی ام…!
sayeh
دنیا دو روز است ، یک روز با تو و یک روز بر علیه تو ، روزی که با توست مغرور نشو و روزی که علیه توست مایوس نشو ، چرا که هر دو پایان پذیرند...