دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sayeh

هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی...مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی.. درباره »
sayeh
زن - مجرد
امتیاز: 1568

دنبال‌شدگان

(152 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(327 کاربر)

گروه‌ها

(42 گروه)

بازدید

sayeh
sayeh

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد. معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد، زیرا با وجود این که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد. دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟ معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است. دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم. معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟ دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید

sayeh
sayeh

ديشب كه باران باريد... ميخواستم سراغت را بگيرم اماخوب ميدانستم اين بار هم كه پيدايت كنم ,باز زير چتر ديگراني

sayeh
sayeh

دمش گرم... باران را ميگويم به شانه ام زد و گفت : خسته شدي...ا امروز را تو استراحت كن... من به جايت مي بارم

sayeh
sayeh

کارگردانای هالیوود اگه میخوان صحنه های تعقیب و گریز و لایی کشی واسه فیلمشون بگیرن بجای این همه پول بدلکار و سیاهی لشکر بیان ایران چند دقیقه به افطار فیلم بگیرن .همه فابریک بدلکارن , جلوه های ویژه در حد فیلم های هالیوودی

sayeh
sayeh

زن موجــــــــود پیچـــــــیده ای نیست ... ! اگـــــر برای شناختنش ، بجای غـــــریزه ، از احســـــاست اســــــتفاده کنـی ..

sayeh
sayeh

اسم های خداوند به سه زبان ...دیدگاه..

sayeh
sayeh

آخرين زمين لرزه ها ...لینک...

sayeh
sayeh

اگر مانده بودی...ز تو مینوشتم...تورا میسورودم...

sayeh
sayeh

تـــو ، چـه می فهمی ! حــال و روز كسی را كه، دیگر هــــیـــــچ نگاهی دلــش را نمی لرزانـد ...!

sayeh
sayeh

چیزی ویرانگرتر از این نیست که دریابیم فریـب همان کسانی را خورده‌ ایـم که باورشان داشته‌ ایم . لئـو بوسکالیا

sayeh
sayeh

پر از دیوار و آوارم پر از خونم پر از دردم بگو چی شد تو یه لحظه تموم شهر و گم کردم بگو که خواب می بینم بگو تنها یه کابوسه عروسک جون چقد راهه از این آوار تا بوسه؟ چشاتو واکن و بازم من از خنده هات پر کن وگرنه با چشای باز منم مرده تصور کن خدایا توی این شهرم، شبیخون بم افتاده زمان از دست من رفته زمین از چشمم افتاده وطن بی خونه وطن سرگردون روزگارو چن شب به عقب برگردون

sayeh
sayeh

لعنتی….. !!! روزهایی که به تو نیازدارم … دقیقــا" مصادف شده با... روزهایی که ازمن دوری….

sayeh
sayeh

پرم از بغض … بغض هایی که نمی شکنند … بغض هایی که همانند جلادی گردنم را گرفته اند و می خواهد مرا خفه کنند … پرم از بغض هایی بی رحم…

sayeh
sayeh

نترس.. آب نریختـــــم که برگردی آب ریختـــــم تـــا پاک شود هر چه رد پای توست …..از زنـــدگی ام…!

sayeh
sayeh

دنیا دو روز است ، یک روز با تو و یک روز بر علیه تو ، روزی که با توست مغرور نشو و روزی که علیه توست مایوس نشو ، چرا که هر دو پایان پذیرند...