sayeh
دلم را می پیچم لای پتو شاید سرما نخورد از بس که رفتار این روز هایت سرد است …
sayeh
آنـــقدر نـفس مـی کــشم … تـــا ، تمـــام شـود.. همـه ی آن “هـــوایــی” کـه ، ســـراغ ِتـــو را مـی گــــیـرد …
sayeh
چشمانم را باز میکنم و تو نیستی این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز من است......
sayeh
تنهــــــــایی ام را دوســــــــــت دارم .... بوی پــــاک نجـــابــــت میـــدهد... بوی پــــاک صداقت میـــدهد...
sayeh
چه اشتباه بزرگیه واسه کسی بمیری که قبلن واسه خیلیها مرده ....
sayeh
دلم یک جای دنج میخواهد آرام و بی تَنِش جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی! تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد مثلا آغوش تو !
sayeh
هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده وکوچک آن هم از دست عزیزی که تو دنیارا جز برای او وجز با او نمیخواهی من گمانم زندگی باید همین باشد ....
sayeh
این روزها زیادی ساکت شده ام حرف هایم نمی دانم چرا به جای گلو ، از چشم هایم بیرون می آیند...
sayeh
صبرت که تمام شد ، نرو معرفت تازه از آن لحظه آغاز میشود....
sayeh
غرور مثل پوست موز می مونه, خیلی جاها اگه زیر پات بذاریش با مغز می کوبتت زمین..
sayeh
توسط پیامک
خدایا:کدام پل درکجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه آرزوهایش نمیرسد
sayeh
برای با او و اوووهــ ـــا بودن چه بی طاقتی اول من را تمام کن . . !