دوستان ببخشید!اما دو کَلوم #حرف#دوستانه!از وقتی که اومدم #دنبالر حد و حدود رو سعی کردم رعایت کنم پس از بقیه هم این #انتظار رو دارم!مخصوصا #آقایون که اصلا خوشم نمیاد سر #شوخی های #خودمونی رو باز کنم با تشکر!
یکی تعريف ميکرد ميگفت : با دوست دخترم رفتيم برا اهدا عضو ثبت نام کرديم و اين حرفا آقا مارو جو گرفت هرچي بود تيک زديم خدا نکرده اگه اتفاقي بيوفته برام فقط پوستم ميمونه تو يه نايلون ميارن در خونه تحويل ميدن !
@♥╣ ΜǞƧΘƱD ╠♥ همیشه وقتی دو تا دانشجو تو ایران میخوان عاشق هم بشن باید یا روی پله ها یا پایین پله ها یا توی راهروی دانشگاه بهم بخورن ورقه هاشون پخش زمین شه!دختره اینجوری شه ، پسره هم اینجوری نگاش کنه!در نهایت یه روز پسره یه گوشه اینجوریابرازش کنه!خب ما چرا این مراحلو نداشتیم؟!!شنبه اول وقت رو پله ها منتظرم باش!
بزرگی تعریف میکرد:اون وقتا که داداش کوچیکم 5 سالش بود بهش یاد داده بودم هر وقت جیش داره به جای اینکه بگه جیش دارم بگه میخوام بخونم یه شب داییم خونمون بود شب که همه خواب بودن داداشم به داییم گفت دایی بیدار شو میخوام بخونم دایی هم که نمیدوست جریان چیه گفت باشه عزیزم فقط اروم تو گوشم بخون که کسی نفهمه!! خدا رحمت کنه رفتگان شما رو عفونت گوش 1 سال بیشتر بهش فرصت نداد
مریدی بر سر زنان نزد شیخ برفت رقعه ای به شیخ داد و عرض کرد یا شیخ قبض گازتان آمدفغان و ناله از مریدان برخاست شیخ گریان فرمود : کاش قبض روح می شدیم و قبض گاز نمی شدیم حال آن کلنگ بده ببینم مرید عرض کرد : یا شیخ این کلنگ نیست قبض است فرمود : هرچه که هست خانه مان را ویران بکرده پس نیک در قبض نگریست که صفرهایش از قبض برون زده بود فرمود : به گمانم هیزم نیز گران گشته بگردید و تپاله جمع کنید که گر آن هم گران شود بی گمان بیچاره ایم و سپس فرمود:خوشا تپاله و وفور بی مثالش *** نه به این گاز و بهای بی زوالش و مریدان خون بگریستند
خود درگیری من در حموم ای وای کف داره میره تو چشمم بذار چشامو ببندم بعد اینکه بستم اگ اینجا جن باش چی؟؟؟ ن ن ن نیست چشاتو باز نکن کف میرها اره ولش ولی اگه باشه چی در نهایت (چشامو بازکردم)وووواااااییییییی سوخت چشام سوخت خاک توسرم مگه نگفتم نیست شامپوی کصافطططط
بعضیها سعی کنن بفهمن وگرنه...!
12 سال و 11 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 11 دقيقه قبلاگه منتظورتون شهابه بیخیالش بشید دیونس با همه همین رفتارو داره
12 سال و 11 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 6 دقيقه قبلاقا وحید!خطاب نزدم تا کلی گفته باشم!
12 سال و 11 ماه و 5 روز و 22 ساعت و 5 دقيقه قبلپس بهتره طرف رو بشناسه بعد از این شوخیا کنه!منم مجبور شدم پست بذارم که تکرار نشه