sepehr1988
خدا را در قلب کسانی دیدم که بدون هیچ توقعی مهربانند
sepehr1988
پرنده ای که رفت بگذار برود هوای سرد بهانه است ! هوای دیگری در سر دارد
sepehr1988
بــدهــکاری بــه مــن.... بــه تــمام "دوســتت دارم" هــایــی که گــفتم , و تــو نــشنــیده گــرفتــی ...
sepehr1988
زندگی یعنی : ناخواسته به دنیا آمدن ...مخفیانه گریستن ...دیوانه وار عشق ورزیدن ...و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن .
sepehr1988
گفتی مے روم ، باران که ببارد بر مے گردم باور کـردم ... حالا سالـهـا از دورے دیدار مے گذرند. در گذر، بارانـ هایی کـﮧ آمدند تا دستـــ خـلوتـــ مرا بـﮧ دور دستـهـاے تو گره بزنـد. می گذرد و تو نیامدی... حق داری دیگر روزگار اعتماد با باران و بوتـﮧ های خـیالی گذشتـﮧ است آرے حالا خـوبــــ می دانم هر بارانے کــﮧ ببارد، چشمانی منتظر دنبال دستـهاے تنـهایی می گردندکـﮧ صاحبـــ شوند و قرار استـــ روزی بـﮧ بـهـانـﮧ ی باران باز گردنـد ..
sepehr1988
دختر است دیگر... گاهی دلش می خواد بهانه های الکی بگیرد به هوای آغوش تو شانه های تو... ... که بعد، تــو آرام خیلی آرام در گوشش زمزمه کنی: ببین من عاشقتــــم..
sepehr1988
بـَرف بـــآشَد... بــــآراלּ ... یآ آفتـآب... چـَتر نِمـے خوآهَـــم... بـگــُـو مَعنے لـُغآت رآ از نـُـــو بـنـویـسَـنـد... امنیَت یـَعـنـے : حِـصـــــ ـــــآر ِ دَســـــــ ـــت هـآے < تــــــــــــــ♥ـــــــــــــو >............
sepehr1988
حدیثی است که با نگاه آغاز می شود، با لبخندی شیرین می شود، با بوسه ای به اوج می رسد، و با اشکی پر از اندوه به پایان می رسد
sepehr1988
مـَجـآزی هـَستـیــــــم !.امـّا دلـمـــان مـَجــآزی نـیـسـت....."مـیـشـڪَـــنـَد".....مـوآظـِبـــــــ تـآیــپــــــــ ڪـَردنـتــــآن بـآشـیـــــد . . .!!...
sepehr1988
خنــده ام را که بـُـرده ای اشکهــایم را هم ببـَر شاید مُـجسمه ای باشم سنـگی ،عبـرت آموز آنــانی که عشــق را شــیرین پنداشــته اند ......
sepehr1988
لیلی با انـــگشت روی خــــاک می نوشت:مجــــــنون.... مجنــــون.....پرســــیدند چه میکـــنی ؟؟گفت : چون میـــسر نیست مرا کام او......عشـــــــق بازیی میکــــنم با نــــــام او .... ...
sepehr1988
عده ای معیارشان چشمهاست ... من می شناسم همه آنچــــه در وجـــــود مـــــن است ... آری برای شنـــاخت و قضاوت، همراهی فکـــــر نیز لازم است. مرا باکــــــی نیست، از محکـــــــمه چشــــــــم ها..........!!!
sepehr1988
امشب شب آخره که مزاحم دلت شدم، خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم، بدرقه لازم ندارم، خودم میرم عزیزترین، نذار بمونه زیر پا ، قلبمو بردار از زمین، دوستت دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود، غافل از این که قلب من منتظر اشاره بود..
sepehr1988
همه از دروغ متنفرند پس کی دروغ می سازه ؟ من یا تو
sepehr1988
خدایا پس چیلا آنلاین نمیشه دوس جونی من ... یهنی خوابیش برده ؟؟؟ من که تا نبینمش نمیتونم بیخوابم ...