sepehr1988
فك كردی زندگیه ما بازاره که بری یه دور بچرخی ... اگه چیزی پسند نکردی ... دوباره برگردی سراغم؟! ... نه جانم! ... وقتی رفتی دیگه برای همیشه برو...!!!
sepehr1988
دوست تو کسیست که ... همه کاستی های زندگی تو را میداند ... اما هنوز ... دوستت دارد ...
sepehr1988
با این جمله موافقین؟.... هــــــــر کــــــی پــــــاکــــــــــــتــــــره ........تـــــــنــــهــــــاتــــــــره!!
sepehr1988
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐـﺴﯽ ﺑـﻪ ﺧـﻮﺩﺵ ﺯﺣـﻤـﺖ ﻧـﻤـﯿﺪﻫـﺪ ﯾـﮏ ﻧـﻔـﺮ ﺭﺍ ﮐـﺸـﻒ ﮐـﻨـﺪ.. ﺯﯾـﺒـﺎﯾـﯽ ﻫـﺎﯾـﺶ ﺭﺍ ﺑـﯿـﺮﻭﻥ ﺑــِﮑـﺸـﺪ.. ﺗـﻠـﺨـﯽ ﻫـﺎﯾـﺶ ﺭﺍ ﺻـﺒﺮ ﮐـﻨـﺪ.. ﺁﺩﻡ ﻫـﺎﯼ ﺍﻣــﺮﻭﺯ.. ﻋـﺸـﻖ ﻫـﺎﯼِ ﮐـﻨـﺴـﺮﻭﯼ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻫـﻨـﺪ.. ﯾـﮏ ﮐـﻨـﺴـﺮﻭ ﮐـﻪ ﻓـﻘـﻂ ﺩَﺭﺵ ﺭﺍ ﺑـﺎﺯ ﮐـﻨـﻨـﺪ.. ﺑـﻌـﺪ ﯾـﮏ ﻧـﻔـﺮ ﺷـﯿـﺮﯾـﻦ ﻭ ﻣـﻬـﺮﺑـﺎﻥ ﻭ ﺯﯾـﺒـﺎ ﺍﺯ ﺩﺍﺧـﻞِ ﮐـﻨـﺴـﺮﻭ ﺑـﭙـﺮﺩ ﺑـﯿـﺮﻭﻥ ...... ﻭﻫـﯽ ﻟـﺒـﺨـﻨـﺪ ﺑـﺰﻧـﺪ ﻭ ﺑـﮕـﻮﯾـﺪ : ... ﺣـﻖ ﺑــﺎ ﺗــﻮﺳـــﺖ
sepehr1988
سكوت خطرناك تر از "حرف هاى نیش دار" است ! ....... بدون شك كسى كه "سكوت" میكند ، روزى حرفایش را سرنوشت به شما خواهد گفت .........…
sepehr1988
مرا باحقیقت بیازار اما هرگز بادروغ آرامم نکن
sepehr1988
اولین باری که عشقم فهمید سیگار میکشم ،مثل بارون بارید . . . با گریه قسمم داد ” توروخدا دیگه نکش توروخدا ترکش کن ” صداش توگوشمه هنوز ! اما من هنوزم که هنوزه دارم میکشم . . . آخه چون اونم قسم خورده بود ، که ترکم نکنه ولی رفت . . . . . . !
sepehr1988
گاهی باید دروغ را راست پنداشتو گاهی راست را دروغ ! بی فریب خوردن، زندگی سخت است... ..
sepehr1988
تکـلـیف گفتـنی ها که معلـوم است ... زحمــت نگفتـنــی ها هـم می افتــد بـرگـردن سیـــگـار...!!!
sepehr1988
این بـی تــفـآوتـیهـآ... ایــن بـی خــَـبــَـری هــآ... گــآهی دیــدآر از ســَـر اجـبـآر... نــَـبـودَن هآ ... نـَـدیــدَن هــآ .... یــَـعـنـی بــُـرو ...! گـــآهــی چـِـقــَـدر خِــنـگ مـیـشــویـم ...!
sepehr1988
تو رو هرگز آرزو نخواهم کرد، هرگــــــــز … چون محال میشی مثل همه آرزوهام !
sepehr1988
دست به دامن خدا که میشوم ... چیزی اهسته درون من به صدا در می اید که ... نترس !!! از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست .....!!!
sepehr1988
نگاه و گناه از یک جنس اند!... من با نگاه کردن به تو گناه عشق را گردن می گیرم... و تو گناه می کنی و نگاه عشق مرا پس میزنی... فرق من و تو... این است....
sepehr1988
کمی آهسته...کسی جا مانده... رویایی نیمه کاره رها شده...افسوس جاده ها تعجیل دارند بر رسیدن...دریغا رفیقی نیست... خستگی امان از فهمیده شدن بریده ...پشت کوه ها شهری نیست دگر... از خاطره رسیدن تنها پیچ های تو در توی انتظار در ذهن طوفان زده راهیان نقش بسته... چمدان ها خسته اند از باز نشدن های متمادی... روزی اینجا ، قلبی بود رویایی ...شیرینی در سر... افسوس زیر دشنه بیستون های دخترک تیشه ای بر فرق ریشه اش نشست! ...خاطره شیرینش از رسیدن ، سفر کرد رفت ... فراموشی آفَت است چمنزاری بود ، ملخ خورد...
sepehr1988
کـــــلافه کــه باشی ... دلــتنگِ کسی هستی ؛ کـه نیست ! و حــوصـله کسی را نداری ؛ کـه هـست...!