sepehr1988
هر کـسی رو می تـونستـم دوست داشتـه بـاشم اگـر...دوست داشتـن را از تـو شروع نـمی کردم ......
sepehr1988
" او رفــــــت " ......... و این خـــــود .... شعـر ِ بـلنـــــــــــــــدی اســــت ..........................................................
sepehr1988
چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری “از سادگی نیست” شاید دیگه اونقدر واست مهم نیستن که روشون حساس باشی
sepehr1988
عطرها وآهنگ ها بی رحمترین عناصر زمینند! بی انکه بخواهی می برندت تا قعر خاطراتی.. که برای فراموشییشان تا پای غرور جنگیدی♥♥♥
sepehr1988
بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند ! اما…. از چشـــــم هایشان معـلـوم است که اشکــــی به بــزرگی یــک سـکــــوت ، گــــوشه چشـمـشان به کمیــــــن نشــستـه
sepehr1988
گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی: نه،هیچی ... ...
sepehr1988
ه وقتایی هم هست که هی بیدار میمونی... با خودت میگی: الانه که زنگ بزنه... الانه که اس بده... الانه که... و همین روال ادامه پیدا میکنه ...تا زمانیکه باورت میشه "واقعا رفته" ...
sepehr1988
بدان که در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.
sepehr1988
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم… نسل خوابیدن با اس ام اس… نسل دردو دل با غریبه های مجازی… نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه… نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان… ... نسل عکسهای برهـ ـنه بازیگران… نسل جمله های کوروش و شریعتی… نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس… نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش… نسل تنهایی,نسل سوخته… یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم: یادش بخیر…دنیای ما هم همینجوری بود…
sepehr1988
نمیدونم این روزهام چطور میگذره فقط میدونم که میگذره...با ابهام،..با یک گیجی ممتد،..با خلسه ای بی پایان....شاید به آرامش قبل از طوفان بیشتر شبیه باشه...میدونم قراره طوفانی در درونم اتفاق بیفته... اما هیچ ذهنیتی در موردش ندارم...
sepehr1988
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند...مثل آسمانی که امشب می بارد ...و اینک باران.... بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند ...و چشمانم را نوازش می دهد ...تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
sepehr1988
هر پرهــــــیزکار گذشـــــــته ای دارد و هر گناهکار آینده ای پس ، قضــــــــاوت نکن . . .
sepehr1988
عروسک قصه ی من گهواره ی خوابت کجاست؟ قصره قشنگ کاغذی پولکه آفتابت کجاست؟ بال و پره نقره ای کفتره عشقمو کی بست؟ آیینه ی طوطیه منو سنگه کدوم کینه شکست؟...
sepehr1988
در بوشهر زلزله امد... صدا سیما فکر کرد ما نگران سلامت نیروگاهیم... فارس نیوز گمان کرد دلهره ی بحرین و عربستان را داریم... گزارشگر فوتبال از خلیج فارس و نگهبانش گفت... . . . اما کسی نفهمید ما داغدار و دلواپس هموطنانمان هستیم... کسانی که نمیدانم اگر فردا برایشان خون دهم , خونم را به سوریه میفرستند یا لبنان....؟!
sepehr1988
بشوق دیدارت... چه آب و جارویی راه انداخته اند .....چشمها و مژه هایم ....