دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sepehr1988

هیچ انتظاری از کسی ندارم واین نشان دهنده ی قدرت من نیست. مسئله از اعتمادهای شکسته است درباره »
sepehr1988
مرد - مجرد
امتیاز: 2114

دنبال‌شدگان

(470 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(252 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

sepehr1988
111 sepehr1988

گاهی تـــــ ــــــــ ـــــو….. گاهی یـــــــــ ــــــــاد تو….. گاهی هم غـــــ ـــــــ ــــم تو…. آخر این “تو” کار مـــ ـــــــــ ــــــــرا تمام میکند…..

sepehr1988
112.jpg sepehr1988

همه ی کارهایت را بخشیدم.. جز آن تردید آخر هنگام رفتنت ... که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته ! ...

sepehr1988
sepehr1988

سهراب گفتی که : چشمها را باید شست ... شستم اما به چه قیمتی؟ ... کم شدن سوی چشمانم باگریه های شبانه ی دل بارانیم ... جور دیگر هم دیدم ... دلها سیاه تر،دروغها رنگین تر،ماسک ها خوشکل تر و...

sepehr1988
sepehr1988

آدم ها همه می پندارند که زنده اند ... برای آنها تنها نشانه ی حیات، عرق گرم هوس هایشان است! ... کسی از کسی نمی پرسد: آهای ! از خانه ی دلت چه خبر؟

sepehr1988
116 sepehr1988

بیزار باش از معشوقی که : اسم هرزگی هایش را بگذارد "آزادی"...... اسم نگرانی هایت را بگذارد "گیر دادن"..... و برای بی تفاوتی هایش "اعتماد داشتن به تو" را بهانه کند ...

sepehr1988
120 sepehr1988

...

sepehr1988
sepehr1988

میتوانستم ناله کنم...خندیدم میتوانستم شکایت کنم...قدردانی کردم میتوانستم فریاد بزنم...سکوت کردم میتوانستم نفرین کنم...دعا کردم میتوانستم ویران کنم...ساختم میتوانستم تحقیر کنم...خود را شکستم میتوانستم برانمت...بدرقه ات کردم که یادم باشد.. حرفی نزنم که به کسی بربخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد راهی نروم که بیراه باشد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را که یادم باشد که روزگار خوش است ... خب تنها دل ماکه دل نیست ...

sepehr1988
128 sepehr1988

هــدایتــم کــن تا بــه ایــن بــاور برســم که جــواب برخــی از دعاهــایــم صبــر و انتظــار اســت... ...

sepehr1988
129 sepehr1988

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع « علم بهتر است یاثروت » را بخواند ... پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام ! معلم با خط کش چوبی پسرک را تنبیه کرد و او را پایین کلاس پا در هوا نگه داشت . پسرک در حالی که دستهای قرمزو باد کرده اش را به هم می مالید زیر لب گفت: آری ثروت بهتر است ... چون اگر داشتم دفتری میخریدم و انشایم را می نوشتم ...

sepehr1988
130 sepehr1988

خوش به حالت آسمـــان بغضت که میشکــند همه خوشــحال میشــوند ..بغض من کـه میشــکند همه میگــویند: چته بــــاز!!!!!!!!!!!!!

sepehr1988
132 sepehr1988

هرزگے مختص بـــﮧ تـטּ فروشے نیست ... ربطے بـﮧ جنسیت هم نـבاره ... همیــטּ ڪﮧ از اعتماב ڪسے سوء استفاבه ڪنے … هرزه اے ... همیــטּ ڪﮧ بــﮧ בروغ بگے בوستت בارم … هرزه اے ... همیــטּ ڪﮧ خیانت ڪنے … هرزه اے ... اگــﮧ میخواے تــטּ فروشے بڪنے صاحب اختیار بـבنتے ... اما هرزگے نڪــטּ چوטּ از احساس و آبرو و غرور בیگراטּ بایـב مایـــﮧ بذارے . . .

sepehr1988
133 sepehr1988

می گویند : شاد بنویس … نوشته هایت درد دارند ... ! و من یاد ِ پیرمردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد … ♥ اما با چشمهای ِ خیس ...

sepehr1988
sepehr1988

دوستان شب بخیر...

sepehr1988
sepehr1988

گـاهــی فـقــط بـایـد لـبـخند بـزنـی و رد شــی... بذار فـکــر کـنــن نفهمیدی !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
sepehr1988
sepehr1988

کنارم گذاشته ای که تلــــخم کنی؟! هه!!! شــــرابی شدم نـــــاب ! حالا حسرتم را بکش . . .