sepehr1988
درست همان وقت هایی که بیشتر لبخند میزنی و می خندی؛ یعنی : کلا حس و حال حرف زدنت رفته روی سایلنت ، دلت می خواهد ؛دست بیندازی یقه فلک را جر بدهی... انگار کل دنیا دلت را به باد کتک گرفته اند... دلت یک راه باریکه می خواهد که سرت را مثل گاو بیندازی پایین و گم شوی .. و انگشت وسطت را ، همان که بین حلقه و سبابه است را می گویم ، راست کنی به روی تمام آنهایی که ..... آنهایی که... و گم شوی....
sepehr1988
من گفته بودم بیدی نیستم که به این بادها بلرزم ... باورکن که سر حرفمم ایستادم ... ولی تو به خودت نگاه کردی؟ ... تو باد نبودی طوفان بودی که من را چنان پیچاندی که بعد از چند وقت هنوز دارم میچرخم دور خودم ... فکر کنم خیلی شدید بودی که نه تنها من بلکه دنیاهم دارد میچرخد ... انقدر تند که بعضی وقت ها جلویم را تار میبینم ... و حالا من کسی هستم که میگویم: من بیدی هستم که با این طوفان از جا کنده میشوم چه رسد به لرزیدن...
sepehr1988
گــاهی وقــتـا اونــقـد خــستـه مــیـشـی که حــوصلـه تـوضـیـح دادنـم نـداری…. مـیـذاری هـر جـور دوس دارن بـرداشــت کـنـن… کــلا دیـگـه مـهـم نـیــس بـرات… مـیـگـی بـذار هــر چـی مـیـخـان بـگـن بـه درک!!!
sepehr1988
رفتنت.. نبودنت.. نامردیت.. هیچ کدام برایم سوال نشد ... فقط یک بغض.. خفه ام میکند... چگونه نگاهت کردکه این گونه رهایم کردی ؟ ؟ ؟ ؟
sepehr1988
در پــــی دانـه مـرو همچـو کبوتــر ، کـه تــو را عاقـبت بهــر یکـی دانـــــه ، بــــه دام انـدازنـد... صیـد کن شیـــر صفت، نیم بخور، نیم ببخش تـا بــه هـرجـا کـه روی ، بـر تـو ســلام انـدازند . . .
sepehr1988
" متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که، تو را فرو بریزند…! تا تو را انکار کنند…! تا از رویـــت رد شـــوند "
sepehr1988
ﻣﺮﺍ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ که ... ﻣﯿﺎﻥ ﺭﻭﺯﻣﺮﮔﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ... ﻭ ﺗﻮ ﻓﺮﺻﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ﺑﺎﺷﯽ ... ﻋﺠﺐ ﺍﺯ ﻣﻦ!!!! ... ﺗﻤﺎﻡ ﺩل مشغوﻟﯽ ﺍﻡ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ... ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺩﻗﺎﯾﻘﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ!!!! ... اما حتی در لابه لای دفتر خاطراتت هم نبودم... عجب از من...!!!
sepehr1988
به سلامتی دختری که دورش پر پسره اما دلش گیر یه نفره.....به سلامتی دختری که خیلی کسا می خوان باهش باشن اما اون یه نفر رو می خواد.....به سلامتی دختری که فقط واسه 5 دقیقه دیدنت.... 2ساعت توی راهه.....ولی هیچ انتظاری ازت نداره.. ...
sepehr1988
چه اشتباه بزرگیست ! تـلــخ کردن زندگیمان برای کسی که در دوری ما شیرینترین لحظات زندگیش را سپری می کند!!!!
sepehr1988
تنهایے تاواטּ همـﮧ " نـﮧ " هآیے است کـﮧ نگفتمـ تا בل کسے نشکنـב ! همـﮧ محبتهایے کـﮧ زیاבے هـבر בاבم تا בلے رآ بـﮧ בست آورم ! همـﮧ בوستت בارم هاے آبکے کـﮧ جـבے گرفتم ...!! همـﮧ ساבگے کـﮧ בر این בنیاے هزار چهره خرج کرבم ! تنهایـے ... تاواטּ همـﮧ خوش بینے هایے است کـﮧ بـﮧ בنیا و آבمهاے این روزها בاشتم !
sepehr1988
هی فلانی! بازیهایت را سرم در آوردی... گرفتنیها را گرفتی... دادنیها را " ندادی "... حسرتها را کاشتی... زخمها را زدی ... دیگر بس است... چیزی نمانده ... بگذار آسوده بخوابم ... محتاج یک خواب بی بیدارم...
sepehr1988
ﻧــﺪﺍﺷـﺘـטּ تـ[♥]ـو... ﯾـﻌـﻨـے ﺩﯾـﮕـﺮے تـ[♥]ـو ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﻧـﻤـﯿـﺪﺍﻧــﻢ ﻧـﺪﺍﺷـﺘـﻨـﺖ ﺳـخــﺖ ﺗــﺮ ﺍﺳــﺖ ﯾــﺎ ﺗـحــﻤـﻞ ﺍﯾـﻨـڪـﮧ ﺩﯾـﮕـﺮے تـ[♥]ـو ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ . . .!!!
sepehr1988
ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند و چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند. تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است... پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان...
sepehr1988
خـیـــلـــى بـــده احــســاس كــنــى مــثــل دارویــى ؛ فقط وقت نیاز ازت استفاده كنند......
sepehr1988
خدایا ما که نمیتونستیم ماشین 20 ملیونی سوار شیم . . . . . . مرسی از اینکه ماشین مارو کردی 20 میلیون...!!!