sepehr1988
آنقـــــدر بـــــه یــــاد " تـــــوام " ... کــه اگـــــر بـه یـــــاد " خـــــــدا " بـــــودم ...! نـیـمــــی از بـهـشــ♥ـــتـــــ ... بـــــه نـامــــ ــــم بـــــــــود .................!
sepehr1988
دِلـَـم چـِــہ کـُودکــآنــِـہ بَهــآنـــہ ے تـُـو رآ میگیرَد ...امــا تـُـو بُزرگانـِــہ بــِـہ دِل نـَـگیر ... فَقَط بـــِـگو:کـُودکــــ است دیگــَــر .... نــِــمے فَهمـَـد...!!!
sepehr1988
روسـَریـت رآ בرسـت بـبـَنـב ... لـبآسـهآیـَت پـوشـیـבه بآشـَב ... آرآیـِش نـَكـن ... حـَتـے اگـہ رآه בآره زیـبآ هـَم نـَبآش ... בخـتـَرَك ایـن جـآ چـشـم هآ گـرسـنـہ تـَر از مـعـבه هآسـت ... سیـرآب شـבن چـشـم هآ خیـآلـے بآطل اسـت ... اگـَر اجـتـمآعـے بـَرخـورב كـنـے میـگویـَنـב خـَرآب اسـت ... اگـَر سـَرב بآشـے میـگویـَنـב قـیـمـَتـَش بآلآسـت ... בخـتـَرَك ایـن جـآ زَن بـوבَن בل شـیـر مـے خـوآهـَב ... ایـن جـآ بآیـَב مـَرב بآشـے تـآ بـخـوآهـے زَن بآشـے ...
sepehr1988
دنیای مجازی جاییه که وقتی کسی که دوستش داری ازت میپرسه خوبی؟؟ میگی خوبم مرسی!! اما اون نه میتونه بغض گلوتو ببینه... نه میتونه چشای خیس تو ببینه... نه دستای لرزونتو... حتی نمیتونه دلتنگیتو حس کنه... بعد هم با خیال راحت میره که با یکی دیگه چت کنه.. ...
sepehr1988
گاهی باید به فاصله ها خوش آمد گفت شاید آمده اند ، تا بخشی از حماقت هایمان را جبران کنند . . .
sepehr1988
قدیما ظرف یکبار مصرف نبود… دختر همسایه دوبار میومد، یه بار نذری میاورد، یه بار میومد واسطه ظرفش، آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت…. بعد میگن چرا آمار ازدواج پایین اومده!
sepehr1988
تو را ... شاید فراموش کنم ....اما .... لبهایت را ... نه ..... من آن لبها را بوسیده ام ...... از آنها ..." دوستت دارم " شنیده ام .....
sepehr1988
مترسک ؛ منتظر که هستی؟... علف های زیر پایت زرد شدند... دست هایت را جمع کن... کلاغ ها هم ، آغوشت را رد می کنند
sepehr1988
هـــرگـــز به گذشته برنگـــرد؛ اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشت، هیچوقت یک پرنسس نمیشد…
sepehr1988
یه دسته هستن که عین کلاغ منتظرن تلفنت تموم بشه تا سریع بپرسن کی بود؟ حالا اینا قابل تحملن… اما اون دسته ای که وسط مکالمه ات هی می پرسن کیه کیه رو باید حلق آویز کرد!