sepehr1988
یکـــ روز ...یکـــ نفر ...در زندگـــی ات قدم خواهــد گذاشتـــ!و باعث خواهــد شد که بفهمــیچرا با کــس دیگـــری هرگــز اینطــور نمیشــد ...!!...
sepehr1988
آدمهـــای ساده رابایـد مثـل یک تابــلوی نقاشی...ساعتــها تماشــا کرد...عمـــرشان کوتـاه است.بسکه هر کســی از راه می رسد...یـا ازشان سوءاستــفاده میــکند...یا زمینشــان میزند...یا درس ســاده نبــودن بهشـان میــدهد...آدم های ســاده را دوست دارم!بــــوی ناب“آدم” میــــدهند...!!...
sepehr1988
کـلـ ـنـ ـگــــ از آسـمـ ـان افــ ـتــ ـادقـرار نــ ـبـود چـیــــــ ـزی بـشــ ـکنـدنـشـــ ـکـسـ ـتدلـــــ ـم از دسـ ـتــــــــــ تـــوقــرار نـ ـبـود ؟!شکست...
sepehr1988
یــه تیـکه عـضلــه ی احـمـق بــه اســم " دل " کـل هیـکلـمــونــو درگیــــر مـیـکنـــه...!
sepehr1988
آنچه آدمـــــها را در کنــــار هم نگــــه میدارد... شبــــــاهت هایشـــان نیست ... بلکه درک و شعورشـان نسبت به تـفاوت هایشان است !
sepehr1988
عَقربه هآیِ سآعَت چه سَرخوش دُنبآلِ هَم میدوند .. ! چه حِمآقَتِ زیبآیی ! یک عُمر دَویدنُ نَرِسیدن ..
sepehr1988
بدترین چیز اینه که با کسی نباشی ولی همه فکر کنن با خیلیایی …
sepehr1988
هَمِه ے مَردُمان سَر بِه سَـ♥ـنگ می گذارَند تا کَسے را پرستِش کَردِه باشَند ....(●) [بیا] ! می خواهم سر بِه روے سیـ♥ـنِه ات بگذارم ....
sepehr1988
به وحشی ترین حیوون محبت کنی جوابت رو با محبت میدن نمیدونم چرا بعضی از ادما محبت میبینن وحشی میشن ...
sepehr1988
چه دو راهی سختی است ...دو راهی معصیت و ترك معصیت
sepehr1988
روزی زنی از یکی از حقوقدانان برجسته پرسید : تا کی می خواهید اجازه دهید مردان همسر دوم اختیار کنند ، نمی خواهید جلوی این وضع را بگیرید؟ حقوقدان گفت : تا زمانی که زنان بپذیرند همسر دوم مردی که زن دارد نشوند.
sepehr1988
نمیگویم خوب ِ مطلق باش ... نه... فقط میگویم گاهی ... روی بعضی خوبی ها كه رنگ ِ خرد و شعور ندارند هم , ... باید پا گذاشت ! ... باید فكر كرد.... باید برای هر چیزی ... هر کاری .... هر تصمیمی ... هر اعتقادی... اندیشید... باید سلول های خاكستری را رنگ زد... رنگ دانایی ..... رنگ اندیشه ... رنگ خِــــــــرد...
sepehr1988
تــــــــو ....... دانـــــــاترین انسان ِ روی زمین .... نیـــستی...... امــــــا .... میتــــــوانی تلاش کنی ...... که نــــــادان ترین شان.... نبــــــــــاشی.....
sepehr1988
بعضی وقتا تو دعوا فقط باید نگاه کنی! سکوت کنی! فحشاشو بده و بهونه هاشو به جون بخری! تموم که شد بغلش کنی و اروم. در گوشش بگی :با من نجنگ, من دوست دارم
sepehr1988
گاهے فقط בلتـ میخواهـב زانو هایتــ را تنگــ בر آغــوش بگیرے ... گوشـﮧ تریـن گوشـﮧ اے کـﮧ مے شناسے بنشینے و فقـط نگاه کنے... گاهے چقـבر בلت براے یکــ خیال راحت تنگـــ مے شوב..