sepehr1988
نمیدونم این روزهام چطور میگذره فقط میدونم که میگذره...با ابهام،..با یک گیجی ممتد،..با خلسه ای بی پایان....شاید به آرامش قبل از طوفان بیشتر شبیه باشه...میدونم قراره طوفانی در درونم اتفاق بیفته... اما هیچ ذهنیتی در موردش ندارم...
sepehr1988
ما نسل بوسه های خیابانی هستیم… نسل خوابیدن با اس ام اس… نسل دردو دل با غریبه های مجازی… نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه… نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان… ... نسل عکسهای برهـ ـنه بازیگران… نسل جمله های کوروش و شریعتی… نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس… نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش… نسل تنهایی,نسل سوخته… یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم: یادش بخیر…دنیای ما هم همینجوری بود…
sepehr1988
بدان که در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.
sepehr1988
ه وقتایی هم هست که هی بیدار میمونی... با خودت میگی: الانه که زنگ بزنه... الانه که اس بده... الانه که... و همین روال ادامه پیدا میکنه ...تا زمانیکه باورت میشه "واقعا رفته" ...
sepehr1988
مثل آسمــــان می مانی ..........دوستتـــ دارم اما نمیتـــوانم داشـــته باشمتــــ ــ ــ ــ
sepehr1988
وقتی دلتنگی به یاد کسی باش که دوستت داره ! وقتی سکوت کردی یاد کسی باش که محتاج صداته! وقتی غمگینی به یاد کسی باش که عاشق خنده هاته! وقتی نا امیدی به یاد کسی باش که تنها امیدش تویی ...
sepehr1988
گاهی .... خواستن داغ خیلی بزگیست.. که تا ابد .. بر دلت می ماند .......
sepehr1988
به محضِ اینکه احساس کردین غرورتون بازیچه کسی شده کوله بارِ آرزوهاتونو بردارین و بزنین به چاک ! داغِ زانو زدنتون رو به دل هر کی که با غرورتون بازی می کنه بزارین .
sepehr1988
خدا را در قلب کسانی دیدم که بدون هیچ توقعی مهربانند
sepehr1988
یک پسر میداند چیزی را که میخواهد چگونه بدست آورد... یک مرد میداند چیزی را که بدست آورده چگونه نگه دارد...
sepehr1988
این دوستت دارم های اجباری از هیچ بهتر است ..اما نه آنقدر که به عشق دلگرممان کند! درست مثل اینکه در غذا به جای زعفران ،زردچوبه ریخته باشی...!
sepehr1988
چه کنم درد و بلای تو به جانم ، چه کنم.... به نگاه نگرانت نگرانم ، چه کنم.... اهل یثرب زمن و گریه ی من بیزارند.... نا گزیرم که در این شهر نمانم ، چه کنم.... تا سحر از غم تنهایی تو بیدارم ....دو دلم من بروم یا که بمانم ، چه کنم.... دو قدم راه نرفته نفسم میگیرد ....عمری از من نگذشت است و جوانم ،چه کنم ....سعی کردم قد خم را ز تو پنهان سازم ....هر چه قد راست کنم ، باز کمانم ، چه کنم ....دست تو وا نشد و دست من از کار افتاد... خجلم از تو همین بود توانم ، چه کنم ....نیمه شبها که حسین آب ز من میطلبد ....نیستم آب به دستش برسانم ، چه کنم
sepehr1988
خدایا خط و نشان دوزخت را برایم نکش ! جهنم تر از نبودنش ، جایی را سراغ ندارد
sepehr1988
نوشت “قم حا”… همه به او خندیدند! گریست… گفت: به “غم ها” یم نخندید......... که هر جور نوشته شود درد دارد ..............از ته به سر بخوان تا من آن روزها را بشناسی…!!!
sepehr1988
گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی: نه،هیچی ... ...