سپيدار
با اين آروزيي كه بي تو محاله ...
سپيدار
اگه تو تمام اين مدت دلت برا من تنگ نشده باشه چي؟
سپيدار
آه اگر يك روز مخاطب خاص اينجا پيدا بشود. بگويد فلاني تويي؟ ....نه .... من دست و پايم را گم مي كنم .... نمي توانم بگويم آره منم ...
سپيدار
همه چيز اشتباه بود. تو . من. عشق ... نه ... همه چيز اشتباه بود .... اه لعنتي .. بگذار باز هم اشتباه كنيم...
سپيدار
من هميشه به تو فكر ميكنم. غمگين مي شوم و حسرت مي خورم . اما دوست ندارم فراموشي بگيرم. صورتت را دوست ندارم فراموش كنم.
سپيدار
باور نكن كسي كه تمام فكر و ذكرت بوده را فراموش كني.
سپيدار
راست بگو ... من كه نباشم اخماي پيشونيتو كي مياد دونه دونه با حوصله باز مي كنه ؟
سپيدار
دارد حساب پاييز ها و بهار ها از دستم در مي رود. امروز چندمين سال روز است؟!
سپيدار
كاش بيايي . فقط براي تمام كردن حرفهاي نا تمام. اين بغض ها كار دست آدم مي دهد. بيا كمي حرف بزنيم. اصلا بعدش برو به جهنم. فقط بيا .
سپيدار
اگه چشمات منو مي خواست.... پشت پلكات نمي موندم .....
سپيدار
غمگينم و احتمال ميدهم همين روزها بميرم!
سپيدار
خدا، مرا نمي خواست. ماجرا همين بود....
سپيدار
من درد دارم و تو اين را نمي فهمي! من مي ميرم و تو هنوز به اين فكر مي كني كه مقصر من بوده ام يا تو ؟
سپيدار
گريه كنم يا نكنم؟ / حرف بزنم يا نزنم ؟ / من از هواي عشق تو / دل بكنم يا نكنم ؟....