ی بار با دوستام رفته بودم پارک ارم . . . جاتون خالی من ذرت مکزیکی گرفتم یکی چای ، یکی هم پفیلا. . . که بشینیم بخوریم تو اون سرما . . . اون پسر احمقی ک چای گرفته بود یکمشو خورد بعد دوباره برش گردوند توی لیوان . . . بعدم گفت هر کی میخواد بیاد بخوره از ش از دهنی فراتره . . . بعد قاشق کرد تو ذرت مکزیکی من . . .
وقتی با ی اس ام اس تر میزنه تو حس و حالت میرن خوشی هاشون رو با دوستاشون دور زدانوشون جای دیگس غم و کوفط و زهر و مار و ... (دیگه ایناش فحشه ) میارن واسه ما
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 26 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 8 روز و 3 ساعت و 49 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 31 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 8 روز و 1 ساعت و 14 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 6 روز و 2 ساعت و 41 دقيقه قبل