غلامرضا
تو این " دنیای مجازی "تا میتونین به هم دروغ بگین .. چون بیشتر طرفدار پیدا میکنین .. .
غلامرضا
بودن یا نبودن ِ من ، دیگر چه فرقی میکند ..؟! وقتی "چشمهایت" مدتهاست دروغ می گویند ....!
غلامرضا
چون سرابی در کویر ، چون خیالی .. دلپذیر رفته بودی آمدی ، اما چه دیر ، اما چه دیر .. رفتی و آمد بهار ، بیقرارم بیقرار .. خاطراتت را فقط از من مگیر ، از من مگیر .. از میان قاب دودی رنگ شیشه .. می بریدی از من اما تا همیشه .. با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم .. پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم .. با هزاران آرزو ، با صد هزار شوق و امید .. از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید .. ای دریغ از عمر رفته ، ای دریغ .. قصه ابریشم و بیداد تیغ .. خاطراتم لحظه لحظه رنج موعودم شده .. چشمه بخت تشنگی آب گل آلودم شده .. همچو ماه آسمان از من گریزان می شوی .. مثل شب در ظلمت هر سایه پنهان می شوی ..
غلامرضا
گاهی .. چاره ای نیست ، باید تظاهر کرد ...........!
غلامرضا
برای بعضی دردها نه میتوان گریه کرد .. نه میتوان فریاد زد .. برای بعضی دردها .. فقط میتوان ، نگاه کرد .. و بی صدا شکست............
غلامرضا
وقتی کسی را "دوست" دارید .. اگر هزار بار هم به شما دروغ بگوید، باز میخواهید بیشتر از هرکس دیگری باورش کنید ..
غلامرضا
هیس ... صدای مرگ می آید ...! بگذارید نزدیک شدنش را لحظه شماری کنم ...!
غلامرضا
از آدمها بگذر ..! دلت را گندهتر کن ... ناراحت این نباش که چرا جادهی رفاقت با تو همیشه یکطرفه است ؛ مهم نیست اگر همیشه یکطرفهای ! شاد باش که چیزی کم نگذاشتهای ... و بدهکار خودت ، رفاقتت و خدایت نیستی ! بی کسیها . .
غلامرضا
جزامی ام از این شما رفیقانی .. که خون ِ من از جانمازتان جاری ست ..! .
غلامرضا
روزگارم گیرِ خاطراتی ست .. که روی بند دل گیره زده ام .. تا خشک شود .. تا ذخیرۀ گاهِ دلتنگی شوند .. وقتی که دستم به جایی ، به بودنی .. بند نیست ............!
غلامرضا
میگویند شاد بنویس .. و من یاد مردی می افتم .. که با سه تارش گوشه ی خیابان .. شاد میزد .. با چشمان خیس .......
غلامرضا
بعضـــی از نگــــاه ها ، صــــدای قشنگـــــی دارنــــد .. بعضـــی ها را هـــر چقـــدر هم کــــه بخواهـــی ، تمام نمی شوند .. سکـــــوتشان خالــــی می کنــــــد دل آدم را .. و عطر بودنشان مست می کنــــد آدم را .. این بعضـــــی ها یعنـــــی " تــــــو " ..
غلامرضا
من همه ی قصه هام قصه ی توست .. اگه غمگین ِ اونم از غصه ی توست ..
غلامرضا
از تو چه پنهان ، من هنوز دلم بی دلیل برایت تنگ می شود ... بی دلیل ..!! .
غلامرضا
به تقویمــــــی ، که مـــــــــــــــرا یـــــــــــــــک ســــــــــــــال بـــــــــــــــزرگتـــــــــــــــر ، نشان می دهد .. و حتی به موهـــــــــــــــای سفیـــــــــــــــدی که بر سرم می رویند ، دیگر کاری ندارم ... .