غلامرضا
اگر دلیل دوستی ها صرفا دانش آدم ها باشد .. کتابخانه ها بهترین دوست در دوستی اند .. چرا که پای دلت را لگد نمی کنند .. و قند و چاییت را هدر نمی دهند .. و به موقع ساکتند و به موقع حرف می زنند ..
غلامرضا
تاب خورد و تاب خورد...تابستانی دیگر... من بی تاب تر از تاب Tتاب خورد و تاب... تاب تاب عباسی...آه...خدایا می دانم نخواهم اُفتاد ... از پا...از تب و تاب...می سوزم از تبِ این شبهای داغ... روزهای سوزان...اما...تاب می آورم...اُمیدی شاید واهی ... مرا فرا می خواند...به تاب آوردن...تابستان را بگویید : هزار بار دیگر بیاید و برود...تب ِ سوزانش هزار برابر که شود... بر کوره ی خورشید افزون و افزون تر...من تاب خواهم آورد... با این دل ِ بی تاب ...
غلامرضا
من...گـُم شده ام.. در غُبــــــــــــار ِ این شهرِ تعطیل ..!
غلامرضا
مرا به آثار ملی اضافه کنید .. اکنون .. شهری سوخته ام!
غلامرضا
گم مي شوم در ميان وقفه هاي نبودنت ..
غلامرضا
من و به ذهنت بـــِـسپار .. من زودتـــَــر از اين حـــَــرفا رفتنيم ..
غلامرضا
او رفت .. ولی نه از خاطر من ..
غلامرضا
دلــم زیــادی روشن بــود .. سوخــت ..
غلامرضا
اگه یه روز فرزندی داشته باشم ، بیشتر ازاسباب بازی های دیگه براش بادکنک میخرم ..بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده .... بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک ، تا بتونه بالاتر بره .. بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه ، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن ، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه .. و مهمتر از همه : بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده ، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده...
غلامرضا
ميــــدوني ؟؟ .. يه لحظه هايي تو زندگيم هست .. خوب كه فكر ميكنم ميبينم ، كه عاشق اون لحظه ها هستم .. مثــل لحظه هاي با " تو " بودن ..
غلامرضا
خدايا .. ساده از خطاهايم بگذر .. همان گونه كه ، ساده از آرزوهايم گذشتي ..
غلامرضا
اين نيمكت هاي خالي .. خاطرات من و تو را مرور مي كنند .. يادش بخير مي شويم .. در ذهن اين كوچه باغ پر درخت .. در ذهن اين نيمكت هاي ساكت !!
غلامرضا
عادت کرده ام .. به طعم قهوه .. به آدم های پشت پنجره ی کافه .. به دست هایی که می روند .. آدم هایی که نمی مانند ..
غلامرضا
تنـهایی .. صــدای آکـاردئـونی ست .. کـه هـیـچ وقـت نمی فـهمم .. از کــجای خیـابـان می آید ..
غلامرضا
چه سخت است ناخدا بودن .. وقتی که باد از جانب تو نمی وزد ! کنار ساحل بمان آخرین بطری ام .. حرف های تازه ای در دل دارد !! ..