setare
گوشهایم را می گیرم... و چشم هایم را می بندم... و زبانم را گاز می گیرم... ولی... حریف افکارم نمی شوم... چقدردردناک است... فهمیدن ...!
setare
آدم ها دو دسته هستند : یا مادر زاد گرگ به دنیا می آیند و یا بره متولد میشوند. گرگها همیشه گرگ میمانند ولی برهها در نهایت یا به گوسفندی تمام عیار تبدیل میشوند و یا اینکه یاد میگیرند چگونه گرگ شوند! قسمت جالب ماجرا اینجاست که گرگهای "بره زاده" حریصتر و خونخوارتر از گرگهای "گرگ زاده" میشوند! زیرا "گرگ زادهها" تنها از روی غریزه میدرند؛ ولی "بره زادهها" از روی عقده حقارت، کینه، نفرت........
setare
من سبز ترین واژه ملموس غروبم ، کاش در این وسعت سبز یک نفر درد مرا میفهمید . . .
setare
خدا آن حس زیبایی ست که در تاریکی صحرا زمانی که هراس از مرگ میدزدد سکوتت را یکی همچو نسیم دشت میگوید کنارت هستم ای تنه
setare
کاش كه یه روز با همدیگه سوار قایق می شدیم دور از نگاه آدما هر دو مون عاشق می شدیم كاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا می گرفت گلای سرخ دلمون كاش بوی دریا می گرفت كاش كه یه ماهی قشنگ برای ما فال می گرفت برامون از فرشته ها امانتی بال می گرفت
setare
به نام ستاره ی شب تاریکم…یک شب خوب تو اسمون…یک ستاره چشمک زنون…خندیدو گفت کنارتم تا اخرش تاپای جون…ستاره ی قشنگی بود.اروم و نازو مهربون…ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون…اما زیادطول نکشید عشق منو ستاره جون…ماهه اومدستاره رو دزدیدو برد نامهربون… ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون… حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به اسمون
setare
واسه چی محرم و عزاداری رو فقط توی 3-2روز خلاصه میکنیم؟!؟!؟
setare
هر روز شیطان لعنتی خط های ذهم مرا اشغال می کند.هی با شماره های غلط زنگ می زند،آنوقت من اشتباه میکنم و او با اشتباه های دلم حال می کند! دیروز یک فرشته به من می گفت:تو،گوشی دل خود را بد گذاشتی،آنوقت ها که خدا به تو زنگ می زد چرا جواب ندادی چرا بر نداشتی؟یادش بخیر آن روزها مکالمه با خورشید دفترچه های کوچک ذهنم را سرشار خاطره می کرد، امروز پاره ست،آن سیم ها که دلم را تا آسمان مخابره می کرد! اما، با من تماس بگیر خدایا، حتی هزار بار.. وقتی که نیستم! "لطفا پیام خودت را روی پیام گیر دلم بگذار"
setare
همیشه گورستانی در قلبت برای خاکسپاری خطای دوستانت بساز
setare
اگه نسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد.
setare
بعضی ها از دور میدرخشند! نزدیک که میشوی یک تکه شیشهء شکسته ای بیشتر نیستند!!! که باید لگدی بهش زد تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری را خیره نکنند و گول نزنند!!!
setare
کوله بارم مغــــــزم روحــــــم همه سنگینی میکنـ ــ ـ ــــــد ! هوای دلــــم . . . ...هــــــــــــــوای دلـــــــــــم آلـ ــ ـ ـوده است . . . آلوده به گنـــــاه ، به دل مشغولی های عالـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــم ! قلب تاریکـــــــــــــــــــــــم میزبان تار عنکبوت های شیطان صفت شـ ـ ـ ـ ـــــــــده . . . میخواهم آسمانی شـ ـ ـ ـ ـ ـ ــــوم . . خدایا دست هایم را بگیـ ـ ـ ـ ــ ـــر . . خستــ ـ ـ ـــــــــه ام ! مرا در آغوش بگیـ ـ ـــــــــر . . .