setare
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است... بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است...
setare
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است... بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است...
setare
صدایم را مردمان نمی شنوند ولی خفاش ها کر میشوند از صدای ناله های من ...
setare
من مانده ام و یک برگه سفید!!! یک دنیا حرف نا گفتنی!!! و یک بغل تنهایی و دلتنگی... درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!!! در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند! و برگ سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش می کشد! عشق تو نوشتنی نیست... در برگه ام , کنار آن قطره یک قلب کوچک می کشم ! و , وقت تمام است!!! برگه ها بالا...
setare
اگـــر هنوز هم تورا آرزو می کنم برای ِ بـی آرزو بودن ِ من نیستـــ !! شــایـــــد آرزویــی زیبـــاتــر از تـــ ــــو ســراغ ندارم...
setare
صدای معلم در کلاس می پیچد ...... جاهای خالی را با کلمات زیر پر کنید و من هنوز نمیدانم جای خالی تو را چه چیز پر خواهد کرد ؟
setare
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در آن بالاها ! مهربان، خوب، قشنگ ... چهره اش نورانیست گاه گاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد ! او مرا می خواند، او مرا می خواهد، او همه درد مرا می داند ... یاد او ذکر من است، در غم و در شادی چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم ... که خدا یار من است، که خدا در همه جا یاد من است او خدایست که همواره مرا می خواهد او مرا می خواند او همه درد مرا می داند ...
setare
امشب آرزویی كن! گوشهای خدا پر از آرزوست...ودستهایش پر از معجزه...امشب آرزویی كن!شاید كوچكترین معجزه اش بزرگترین آرزوی توباشد. خداااااااااااااااااا آرزوی منم میشنوی؟؟؟؟؟
setare
ای اهلِ عزا شام غریبانِ حسین است زهرا به جنان واله و حیرانِ حسین است در مقتلِ خون بوسه به رگهای بریده زد زینب و اكنون سرِ پیمانِ حسین است آن پیرهنِ كهنه كه گلگون شده از خون تنها كفنِ پیكرِ عریانِ حسین است طفلان همه جا، پای برهنه، لبِ تشنه زینب سر هر ناقه پریشانِ حسین است از داغِ عزیزانِ به خون خفتهی زهرا هر شیعهی سرگشته چو گریانِ حسین است دانی كه چرا اهلِ حرم دل نگرانند این ناله برای لبِ عطشان حسین است هر ضربه كه بر قامتِ طفلی زده آتش پژمردن گلهای گلستانِ حسین است
setare
خدایا! منو در برابر دوستانم محافظت بفرما! خودم از عهده دشمنام بر میام...
setare
کوچه کوچه دلم پر از غوغاست / هر طرف خیمه عزا برپاست قدسیان سوگوار و محزونند / همه هستى سیه پوش عزاست ماه خون و خروش و ماتم شد / روز خون خدا عاشورا شد . .