علیرضا
تن من زخمی است... یک خراش کمتر یا بیشتر چه فرقی دارد...؟! راحت باش!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
همه آرزوی منه مست و خرامان اینست ....تا شبی باده ز پیمانه ی تو نوشانم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
منو تنها...منو عاشق....منو خوبه من صدا کن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دوش دل تنگم هوس لعل لب یار نمود......دم میخانه برفتم همه سیراب شدم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
همیشه بدرقت بودن همین چشمای مرطوبم....برو هرجا بدون من تو خوش باشی منم خوبم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ناگفته ها زیاد است......سکوتم را باور کن.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دوستت دارم ها را هم به من میگفتی هم به او................خیانت میکردی یا عدالت!!!؟؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دنیای بدون تو شباهت عجیبی با این غروب های لعنتی دارد.........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تمام خاطرات مشترکمون سهم چشمای قشنگت.......من به این روزهای بی کسی ...عجیب عادت دارم.
علیرضا
دنیای واقعی و مجازی ندارد ... آن جا قدم به قدم به مرگ نزدیک می شوم اینجا کلمه به کلمه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در حنجرهام شور صدا نیست رفیق....... یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق ......بگذار که قصه را به پایان ببرم ........آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق . . .
علیرضا
خندیدن، خوب است . قهقهه، عالی است . گریستن، آدم را آرام می کند. امــــــــــــا… لــــــعنت بر بغــــــــــــض
علیرضا
تلفنت بوق اشغال میزند ... گوشی را بد گذاشته ای یا دلت را ؟؟؟؟!!!!