بازی با کلمات و دِل واژه ...
کاش به دورانی برمی گشتم که تنها دغدغه ام شکستن نوک مدادم بود............
بازی با کلمات و دِل واژه ...
همه آرزوی منه مست و خرامان اینست ....تا شبی باده ز پیمانه ی تو نوشانم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
منو لحظه های بی تو....منو این امید واهی....منو تنهایی و غربت....منو شب به این سیاهی
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نازنین داغ دلم تازه نکن....سوخت جانم منو دیوانه نکن....شهرهایی که گذر از پی هم میکردی.....همه ویرانه شده این دلو ویرانه نکن
علیرضا
وقتی توی جمع ازم تعریف میکنن.....
علیرضا
مست شد... خواست که ساغر شکند! عهد شکست... فرق پيمانه و پيمان ز کجا داند، مست...
علیرضا
هرچه بیشتر میخواهمت دور تر میشوی........... برگرد قول میدهم دیگر دوست نداشته باشم.
علیرضا
شما یادتون نمیاد، منم یادم نمیاد ولی میگن آدما یه روزی مهربون بودن.
علیرضا
نهههه....داداشمو نخورید!!!!
علیرضا
* گل آفتابگردان را گفتند: چراشبها سرت را پایین می اندازی؟ گفت :ستاره چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم.......... به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هستند
علیرضا
همیشه سخت ترین نمایش به بهترین بازیگر تعلق دارد،شاکی سختی های دنیا نباش،شاید تو بهترین بازیگر خدایی…
علیرضا
سالهاست که معنای این را نفهمیدم "رفت وامد"یا "امد و رفت".........ادم هامیروند که برگردندیا می ایند که بروند؟....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مرهم زخم هایم کنج لبان توست ، بوسه نمیخواهم ، سخن بگو.........