بازی با کلمات و دِل واژه ...
تمام این سال ها گذشت و گذشت و گذشت و ساندیس ها کماکان تولید شدند و تولیدکنندگان نوشتند از «اینجا» باز کنید و مردم همچنان از «آنجا» باز می کنند!
علیرضا
ﭼﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ، ﭼﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ، ﺧﺪﺍ ﯾﮏ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﺩﻟﺶ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلم !!!! گرمای بودنت را می خواهد نه سرمای خیالت …
علیرضا
چه دنیـــــای ســــــــــاکتی! دیگر صدای تپش قلبــــــها غوغا نمیــــــــــکند .......بی گــــمان هـــــــمه شکســـــته اند....
علیرضا
سلامتیه اونایی که دهنشون پر حرفه .............ولی اونقد مؤدبن که با دهن پر حرف نمیزنن و فقط سکوت میکنن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
همیشه بدرقت بودن همین چشمای مرطوبم.........برو..هرجا بدون من...تو خوش باشی منم خوبم
علیرضا
دنیـــای امــــــروزمان........ اصـــــالت هایش رفــــــت ......کثـــــافت هایش مــــــاند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
منه حیرون تو این روزا هواتو کردم........
علیرضا
خدایا درسته گناه دارم ......................ولی گناه دارم تنهام نذار.....
علیرضا
خدایا...بابت آن روز که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!! من عصبانی بودم... برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم.
علیرضا
با گــِریه های هـرشبم ؛ دنبــال مرهـم نیستم ! اینـ بار بشکن بغضـَمو ؛ فکــر غرورم نیستم !