دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

shaghayegh

shaghayegh
زن - مجرد
امتیاز: 235

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(78 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

shaghayegh
shaghayegh

خیـــآل بــآفی میکُنم شـــآید!امّا بــآفتن ِ خیــ ـآل هم بد نیستـــ دیگـــر نمےخوآهــَم خیــآل هـآیم رآ بــآ رنگــ ِ مشکــی بـبافَم، مےخوآهــَم رنگیــن کُنم از انــواعــ ِ رنگـــ هـــآ سفید, صورَتــــــی, زرد شــآید خـــُدا دلــَش رَحم آمــَد و قــلم موے ِ سیــآهَش را رهـآ کرد!

shaghayegh
shaghayegh

- چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ...پس از گفتن! موقعيت...پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

shaghayegh
shaghayegh

ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯﺷﺪﺕ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﻫﻮﺱ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺧﻨﺠﺮﺧﯿﺎﻧﺘﯽ ﺭﺍﮐﻪ ﺩﺭﭘﺸﺘﻢ ﻓﺮﻭﺭﻓﺘﻪ ﺩﺭﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ، ﻣﯿﺒﻮﺳﻤﺶ... ﺻﯿﻘﻠﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻧﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺶ، ﻧﻮﺍﺯﺷﺶ ﮐﺮﺩﻩ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﺳﺮﺟﺎﯾﺶ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ... ﺍﺯﻗﻮﻝ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﻌﻨﺘــــــــــﯽ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺗﺨﺖ،ﻣﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺧﻨﺠﺮﺵ ﻫﻢ ﻭﻓـــــــــــﺎﺩﺍﺭﻡ

این ارسال را بازنشر کرده است.
shaghayegh
shaghayegh

گاهی باید سکوت ها را شکاند... باید گو شه ی دنج،جایی به دور از همهمه ی این دنیا... فریـــاد کشید... خطی بر ناگفته ها کشید ، گریست و آن طور که باید زندگی کرد...

shaghayegh
shaghayegh

مرداب به رود گفت : چه كردي كه چنين زلالي پاسخ شنيد : گذشتم

shaghayegh
shaghayegh

چوپان قصه ما دروغگو نبود از تنهایی فریاد میزد گرگ آمد حیف کسی تنهایش را درک نکرد! همه در پی گرگ بودند تنها گرگ فهمید چوپان تنهاست

shaghayegh
shaghayegh

بهم گفت يه آرزو دارم برام دعا كن. چه شبها كه اشك ريختم و برايش دعا كردم. اما حيف كه نميدونستم آرزويش جدايى از من بود...

shaghayegh
shaghayegh

یک مترسک خریده ام عطر همیشگی ت را به تنش زده ام؛ گوشه اطاقم ایستاده! درست مثل توست؛ فقط اینکه روزی هزار بار مرا از رفتنش نمی ترساند

shaghayegh
shaghayegh

و نباشی درد است ندارمت حتی میان خرده رویاهایم درد این جاست درست همین جا که ترکیب صورتت را فراموش کردم و معیار زیبایی هر کسی غیر از توست

shaghayegh
shaghayegh

خرو گاوه دعواشون میشه. خره میره رو دیوار مینویسه گاو خر است

shaghayegh
shaghayegh

فرهاد میدانست صد سال نمیتواند کوه را بکند . . . فقط می خواست یک عمر اسمش را با شیرین بیاورند . . .

shaghayegh
shaghayegh

پس از تو،خط قرمز می گذارم پس از هر بی تو، هرگز می گذارم، مبادا واژه ها دستت بگیرند! (تو) را در یک پرانتز می گذارم!

shaghayegh
shaghayegh

آدم مست باشه اما پست نباشه آدم سرکار باشه اما سربار نباشه آدم بیکار باشه اما بی عار نباشه آدم بی کس باشه اما ناکس نباشه آدم بی صفا باشه اما بی وفا نباشه ... ... آدم دلتنگ باشه اما دل سنگ نباشه خلاصه کنم.... آدم مرد نباشه اما نامرد هم نباشه

shaghayegh
shaghayegh

من دردهایم را به نخ سیگار هم نمی گویم چون دوست ندارم حتی او به خاطر من بسوزد

shaghayegh
shaghayegh

آه، می‌بینم، می‌بینم تو به اندازه تنهایی من، خوشبختی من به اندازه زیبایی تو، غمگینم چه امید عبثی... من چه دارم که تو را در خور؟ هیچ... من چه دارم که سزاوار تو؟ هیچ... تو همه هستی من،هستی من تو همه زندگی من هستی... تو چه داری؟ همه چیز... تو چه کم داری؟ هیچ...