دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

shaghayegh

shaghayegh
زن - مجرد
امتیاز: 235

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(78 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

shaghayegh
shaghayegh

به سلامتی کسیکه تو خیالمونه..... ولی بیخیالمونه

shaghayegh
shaghayegh

نیایش های شبانه من، سکوت تو......... واضح تر از این کلامی نمیدانم خدایا کاش حرف میزدی.....

shaghayegh
shaghayegh

دلگیر نشو از آدم ها، نیش زدن طبیعتشان است. سال‌هاست به هوای بارانی می گویند خراب!

shaghayegh
shaghayegh

هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمیکند رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند درختان میوه خود را نمی خورند خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند ماه ، در ماه عسل شرکت نمیکند گل ، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد نتیجه : زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .

shaghayegh
shaghayegh

دلم برای عاشقانه هایم تنگ شده... کمی خاطره بیار، چندتایی هم اشک! با استکانی پُر از دلتنگی، برایت می نویسم: ... دوستت دارم، برای امشب، همین قدر کا[!]ت!

shaghayegh
shaghayegh

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد ... در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید : چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟! شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟! زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه ... شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد ؟! زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود! مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟! زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...! مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم!

shaghayegh
shaghayegh

خیـــآل بــآفی میکُنم شـــآید!امّا بــآفتن ِ خیــ ـآل هم بد نیستـــ دیگـــر نمےخوآهــَم خیــآل هـآیم رآ بــآ رنگــ ِ مشکــی بـبافَم، مےخوآهــَم رنگیــن کُنم از انــواعــ ِ رنگـــ هـــآ سفید, صورَتــــــی, زرد شــآید خـــُدا دلــَش رَحم آمــَد و قــلم موے ِ سیــآهَش را رهـآ کرد!

shaghayegh
shaghayegh

خدایا..!!... کاش اعتراف کنی... جهنمی در کار نیست... برای ما... همین روزهای برزخی زمین کا[!]ت...!!

shaghayegh
shaghayegh

- چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ...پس از گفتن! موقعيت...پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

shaghayegh
shaghayegh

@ᵧₒᵤ¸✿♫علی 禅✿.。.:*. بی تو نه بوی خاک نجاتم داد...نه شمارش ستارگان...چراصدایم کردی؟...

shaghayegh
shaghayegh

بيادتم! حتي اگرقرار باشد شبي بي چراغ درحسرت يافتنت تمام دنيا را قدم بزنم......

shaghayegh
shaghayegh

@☫ ᙓ ᕼ ᖙ ᓰ ♏ ☫ هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی

shaghayegh
shaghayegh

بنویسید به دیوار سكوت ، عشق سرمایه هر انسان است... بنشانید به لب ، حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه شیطان است.... و بدانید كه فردا دیر است. و اگر غصه بیاید امروز، تا همیشه دلتان درگیر است.... پس بسازید رهی را كه كنون ، تا ابد سوی صداقت برود ، و بكارید به هر خانه گلی ، كه فقط بوی محبت بدهد!...

shaghayegh
shaghayegh

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی

shaghayegh
shaghayegh

بــه هــر کــس نــیــکــی کــنــی او را ســاخــتــه ای بــه هــر کــس بــدی کــنــی بــه او بــاخــتــه ای پــس بــیــا بــســازیــم و نــبــازیــم