shaghayegh
هرچند ز کار خود خبردار نیم بیهوده تماشاگر گل زار نیم بر حاشیهی کتاب چون نقطهی شک بی کار نیم اگر چه در کار نیم
shaghayegh
امروز در این شهر چو من یاری نی آورده به بازار و خریداری نی آن کس که خریدار بدو رایم نی وآن کس که بدو رای خریدارم نی
shaghayegh
آدم مست باشه اما پست نباشه آدم سرکار باشه اما سربار نباشه آدم بیکار باشه اما بی عار نباشه آدم بی کس باشه اما ناکس نباشه آدم بی صفا باشه اما بی وفا نباشه ... ... آدم دلتنگ باشه اما دل سنگ نباشه خلاصه کنم.... آدم مرد نباشه اما نامرد هم نباشه
shaghayegh
در زنـدگی برای هر آدمی از یک روز....از یک جا...از یک نفر به بعد... دیگر هیچ چیز مثل ِ قبل نیست...
shaghayegh
من دردهایم را به نخ سیگار هم نمی گویم چون دوست ندارم حتی او به خاطر من بسوزد
shaghayegh
آه، میبینم، میبینم تو به اندازه تنهایی من، خوشبختی من به اندازه زیبایی تو، غمگینم چه امید عبثی... من چه دارم که تو را در خور؟ هیچ... من چه دارم که سزاوار تو؟ هیچ... تو همه هستی من،هستی من تو همه زندگی من هستی... تو چه داری؟ همه چیز... تو چه کم داری؟ هیچ...
shaghayegh
خدایــــــــــا !! دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد ... بلندم کن
shaghayegh
آرام قلبم! آرام بگیر.. تو که آرام میشوي تمام دنیا در نظرم آرام است...
shaghayegh
دلم را به تخت ميبندم تا ترکت کندفرياد ميزند،ميلرزد،خمارت ميشودرها که شداو ميماند و يک عمروسوسه تلخ دوباره خواستن تو
shaghayegh
گفتم خدايا دلم گرفته فرمود از من ؟ گفتم خدايا از همه دلگيرم فرمود حتي من ؟ گفتم خدايا چقدر دوري ؟ فرمود تو يا من ؟ گفتم خدايا دلم را ربودند ؟ فرمود پيش از من ؟ گفتم نگران روزيم فرمودآن با من گفتم خيلي تنهايم فرمود تنها تر از من ؟ گفتم درون قلبم خاليست فرمود پرش كن از عشق من گفتم دست نياز دارم فرمود بگير دست من گفتم از تو خيلي دورم فرمود من از تونه! گفتم آخر چگونه آرام گيرم ؟ فرمود با ياد من گفتم خدايا كمك خواستم فرمود از غير از من ؟ گفتم خدايا دوستت دارم فرمود بيشتر از من؟ گفتم با اين همه مشكل چه كنم ؟ فرمود توكل بر من گفتم هيچكسي كنارم نمانده فرمود به جز من گفتم خدايا چرا اينقدر ميگويي من ؟ فرمود چون من از تو هستم و تو از من گفتم خدايا همنشينم باش فرمود من مونس كساني هستم كه مرا ياد كنند گفتم چه اسان به دست مي ايي فرمود پس اسان از دستم مده
shaghayegh
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست میگردیم وقتی پیدایش کردیم دنبال عیب هایش میگردیم و وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هایمان با او می افتیم و باز تنهاییم!
shaghayegh
به کوتاهی آن لحظه شــــادی که گذشت غصــه هــم می گـــذرد ...
shaghayegh
اما من شب رو باور كردم، مدتهاست! ولي هيچوقت عادت نكردم! مدتهاست كه همه ي زندگي ام در آغوش سرد و تاريك شب، لبريز از زهر انجماد شده است! و خورشيدم، دريغ مي كند از اين تن خسته ي سرد، حتي كورسويي را..
shaghayegh
اینقدر...ورق های زندگیم را... بهم نریز...! حکم...همان دل است...!
shaghayegh
مـهـربـانـي تـا کـــــــي ؟؟ بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاريــد... چـتـر بـگـيـرم و چـکـمـه!!! ... خـورشـيـد کـه تـابـيـد... پـنـجـره ببـندم و تـاريـک !!! اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـي بـردارم و خـشـک !!! او کـه رفـت، نـيـشخـنـدي بـزنـم و سـوت