دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

shaghayegh

shaghayegh
زن - مجرد
امتیاز: 235

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(78 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

shaghayegh
shaghayegh

شب را دوستـــ ــ ـ دارم ...! چرا که در تاریکـــ ـی .. چهره ها مشخــــــ ـص نیست !! و هر لحظــــــــ ـه .. این امیـــــ ـد .. در درونــــــ ــم ریشه می زند ... که آمده اے ..

shaghayegh
shaghayegh

سـاده امّا زیبــا مصمـم امّا بی خیــال متواضـع امّا سربلنــد مهربـان امّا جـدی سبـز امّا بی ریــا عــاشق امّا عــاقل....

shaghayegh
shaghayegh

راستی قرارمان "همان ساعت "نمی دانم ساعت لجوجی كه هیچ عقربه ای روی شانه هایش به خواب نمی رود یادت نرود تو ، همیشه فرصت كوتاه منی برای شعر تا می آیم زمزمه ات كنم زود تمام می شوی می دانم سالهاست ساعت قرارمان یك دقیقه به هیچ است و من همیشه فقط یك دقیقه ...دیر می رسم

shaghayegh
shaghayegh

در امتداد نگاه تو لحظه های انتظار شکسته میشود و بغض تنهایی من مغلوب وجود تو میشود و تو را میخواند........

shaghayegh
shaghayegh

یکی میگفت : باید از کنار مشکلات زندگی با سرعت عبور کنی و بگی مییییگ میییییگ !!! اما انگار نمی دونست مشکلات نشستن رومون و میگن : انگوررررررری ، انگوررررررری !

این ارسال را بازنشر کرده است.
shaghayegh
shaghayegh

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت

shaghayegh
shaghayegh

برایم در ردیف کسانی هستی که به قول نیما:یادت روشنم میدارد

shaghayegh
shaghayegh

يك عمرقفس بست مسيرنفسم را حالا كه دري هست مرابال وپري نيست، حالاكه مقدرشده آرام بگيرم سيلاب مرابرده وازمن اثري نيست، بگذاركه درها همگي بسته بمانند وقتي كه نگاهي نگران پشت دري نيست..

shaghayegh
shaghayegh

میگن بگرد تا بگــــــردیمـ ... من که دیگه نمی گردم تــــــو بگرد! شــــــاید بهتر از منو پیــــــدا کردي ...

shaghayegh
shaghayegh

شبی... یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو ... من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آوارهء صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا برنیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سرمیزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهش باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
shaghayegh
shaghayegh

ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯﺷﺪﺕ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﻫﻮﺱ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺧﻨﺠﺮﺧﯿﺎﻧﺘﯽ ﺭﺍﮐﻪ ﺩﺭﭘﺸﺘﻢ ﻓﺮﻭﺭﻓﺘﻪ ﺩﺭﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ، ﻣﯿﺒﻮﺳﻤﺶ... ﺻﯿﻘﻠﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻧﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺶ، ﻧﻮﺍﺯﺷﺶ ﮐﺮﺩﻩ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﺳﺮﺟﺎﯾﺶ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ... ﺍﺯﻗﻮﻝ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﻌﻨﺘــــــــــﯽ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺗﺨﺖ،ﻣﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺧﻨﺠﺮﺵ ﻫﻢ ﻭﻓـــــــــــﺎﺩﺍﺭﻡ

این ارسال را بازنشر کرده است.
shaghayegh
shaghayegh

گاهی باید سکوت ها را شکاند... باید گو شه ی دنج،جایی به دور از همهمه ی این دنیا... فریـــاد کشید... خطی بر ناگفته ها کشید ، گریست و آن طور که باید زندگی کرد...

shaghayegh
shaghayegh

گاه می توانیم برای کسی که دوستش داریم چند سطر سکوت بنویسیم تا زمان تنهایی هرجور که دلش خواست آن را معنا کند

shaghayegh
shaghayegh

مرداب به رود گفت : چه كردي كه چنين زلالي پاسخ شنيد : گذشتم

shaghayegh
shaghayegh

چوپان قصه ما دروغگو نبود از تنهایی فریاد میزد گرگ آمد حیف کسی تنهایش را درک نکرد! همه در پی گرگ بودند تنها گرگ فهمید چوپان تنهاست