@Mehdi I استاد :وقتی بزرگ شدی چه می کنی؟ شاگرد :ازدواج!///// استاد :نخیر منظورم اینه که چی می شی؟ شاگرد :داماد!///// استاد :اوه!! وقتی بزرگ شدی برای پدر و مادرت چی می گیری؟ شاگرد :عروسی می گیرم!///// استاد :پسر جان پدر و مادرت در آینده از تو چه می خوان؟ شاگرد :نوه!
مرد بودن به صداي كلفت و سيبيل چخماخي نيست داداش ، به داد زدن و شلخته بودنم نيست ، مرد بودن به اينه كه : . . . . . . . . . . وقتي زدي تو گوش زنت همچين بچسبه به ديوار با كاردك هم نشه تراشيدش ... پسرا موج مكزيكي يادتون نره دخترا : يه عمه پير دارم مراعاتشو بكنيد
نظر سنجی ======>با آرایش دختر بچه ها موافقین ؟ اگه موافقی عدد 1 رو تو کامنت بذار اگه مخالفی عدد 2 رو تو کامنت بذار (دوستان همکاری کتند! #بازنشر یادتون نره)
آدم ها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر! اگر کمتر ازچیزی که هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی آنها #تو-را-میشکنند....بین آدمها فقط باید #عاقلانه زندگی کرد نه "عاشقانه"....
@♥♥ دنيا ♥♥این قصه واقعیه یکی از دوستان تعریف کرد تو یه مغازه یه پسر بچه ی 5 6 ساله کوچولو رو دیدم که داشت همینجوری گریه میکرد و به مامانش میگفت من از اون لواشک بزرگا می خوام. مامانش هم بهش توجه نمی کرد و می گفت کوفت بخوری. این صحنه رو دیدم به چشمان پسر بچه که پر از اشک شده بود نگاه کردم و یه لبخند ریز ومجلسی زدم و لواشک رو برداشتم و رفتم پولشو به مغازه دار داردم و برگشتم پیش پسره که خوشحال شده بود و با لبخند همیشگیم بسته لواشک و دراز کردم و سمت پسره و آشغالش رو دادم دستش و گفتم دلت بسوزه من لواشک دارم و با چنان ملچ ملوچی شروع کردم لواشک رو لیس زدن که بچه طفلک از گریه کبود شد... که مامانش یهو 2 تا با کیف زد تو سرم و بهم گفت کصافط آشغال عوضی مگه مرض داری اشک بچه رو درمیاری؟ ورفت بوسش کرد و براش لواشک خرید...






13 سال و 2 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 38 دقيقه قبل
ول كن نيست يارو
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 35 دقيقه قبلخوب دلش می خواد دیگه
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 28 دقيقه قبل