♥♥ دنيا ♥♥
ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی خاری به خود میبندی و ما را ز سر وا میکنی از تیر کج تابی تو آخر کمان شد قامتم کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می کنی آتش پرید از تیشه ات امشب مگر ای کوهکن از دست شیرین درد دل با سنگ خارا می کنی با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا میکنی امروزِ ما بیچارگان امید فرداییش نیست این دانی و با ما هنوز امروز و فردا میکنی؟ دیدم به آتش بازی ات شوق تماشایی به سر آتش زدم در خود بیا گر خود تماشا می کنی آه سحرگاه تورا ای شمع مشتاقم به جان باری بیا گرآه خود با ناله سودا می کنی ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا میکنی ما ”شهریارا” بلبلان دیدیم بر طرف چمن شور افکن و شیرین سخن اما تو غوغا میکنی
♥♥ دنيا ♥♥
منم و تپه ی ته سیگارهایی که فقط خودم می فهمم چقدر زیباست……. منم و آهنگی که نمی دانم چند بار تکرار شده … منم و پاکتــِ خالی سیــگار … منم و خودم با یاد تو .
♥♥ دنيا ♥♥
قدر سیگار را آن مریضی می داند که اسیر بستر است و پزشکش از سیگار منعش کرده و در حسرت گریزی ست به آنسوی پنجره… برای یک نخ سیگار… قدر سیگار را آن سربازی می داند که در نقطه ی صفرمرزی، در بیابانی سرِ پست است و به هر کجا که نگاه میکند، در عمق برهوت، چهره ی خندان دوست دختر ازدواج کرده اش را می بیند… و در حسرت رفیقی ست… برای یک نخ سیگار… قدر سیگار را آن رفتگری میداند که در نیمه شبی بارانی، خسته از جارو زدن، لب جدولی در کنار خیابان می نشیند که نفسی تازه کند و به یاد بدبختی هایش سیگاری آتش… اما افسوس که بسته ی سیگارش خالی ست… و در حسرت رهگذری ست… برای یک نخ سیگار… آری رفیق… قدر سیگارت را بدان و عاشقانه سیگار بکش… شاید فردا حسرتش را بکشی…
♥♥ دنيا ♥♥
نه این دل شکسته را شبی جواب میدهی/ نه این کویر تشنه را امید آب میدهی/ همیشه ی خدا منم که انتظار میکشم/ تو آب را به دیگران،مرا سراب میدهی/ هزار شعر عاشقی سروده ام برای تو/ تو با هزار خون دل به من جواب میدهی /دلم به وسعت جنون بهانه میکند تو را/ تو در جنون عاشقی مرا عذاب میدهی…
♥♥ دنيا ♥♥
گاهی نیاز داری به یه آغوش بی منت ، که تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد…که وقتی تو اوج تنهایی هستی ،با چشماش بهت بگه : هستم تا ته تهش ! هستی !؟
♥♥ دنيا ♥♥
رقیب من… من آرزو کردم و برای تو براورده شد… من خواستم و تو توانستی…. آری! تو از من قوی تر بودی..من ضعیف بودم،تو شجاعتر بودی و من ترسو بودم.. من…من ساده بودم… ولی….مطمئن باش که من عاشقتر بودم…من کوه درد بودم..من حساس بودم… من هر شب با گریه میخوابیدم ولی….. آرزو میکردم به او نزدیکتر شوم و تو به او نزدیکتر میشدی… شاید….شاید باد ،قاصدک آرزوهایم را به نفع تو بالا میبرد…. خوشبحالت…
♥♥ دنيا ♥♥
شب خوابیدی توتختت هی قل میخوری بعدگوشیت و برمیداری مینویسی “خوابم نمیبره” سرد میشی… بغض میشی… خردمیشی… دردمیشی… وقتی که میبینی هیچکس ونداری که بهش بگی
♥♥ دنيا ♥♥
ســـــــعی میکنم یا این پـــــــــک آخر باشد یا این نفــــــــس” نفـــــــــس آخرم باشد یا تــــــــــــــرک..!! یا مــــــــــــــــرگ..!! دیگر کام نمیدهــــند این روزهـــــــا
♥♥ دنيا ♥♥
آبستـــــــن میشوم… ازغصه ای هم جنس تـــــــو… که ویارش پکـــــ های … عمیق سیگار استــــ … و هوس خاطراتــــــ … و گاه گاهی دلداری های حافــــــــظ..
♥♥ دنيا ♥♥
من فرزندی به دنیا نخواهم آورد/ بگذار منقرض شود نسلِ غمگین چشمانمان /نسلِ دل بستن های یواشکی/ نسلِ خیسِ گونه هایمان/ بگذار منقرض شود این دردهای سر به فلک کشیده مان/ و این دل های شکسته مان
♥♥ دنيا ♥♥
سر میز شام یادت ڪه می افتم بغض میکنم اشک در چشمانم حلقه میزند هــمه متعجب نگاهم میکنند لبخند میزنم و میگویــــــــم چقدر داغ بود…
♥♥ دنيا ♥♥
سـرنــوشــت کــوچـــه هـــای بـــن بــســت ســرنــوشـــت آدمــهــایِ تــنــهــاســـت مـیــدانــی کــه چــه مـیـخـــواهــم بــگــویم رفــیـق ؟
♥♥ دنيا ♥♥
همیشه تا آخر کوچه می روم وباز می گردم. نه اینکه راهی نیست و رمقی! نه!! من به شمارش قدمهای تو که روزی از آن کوچه عبور می کردی دل بستم.
♥♥ دنيا ♥♥
روز های اول سیگار رو عشقی میکشیدم این روزا اجباری
♥♥ دنيا ♥♥
امشب به مهمانی تو می آیم نه چشمان فریبنده ات را میخواهم ... و نه لبان خیس تبدارت را مرا یک آغوش به وسعت دستانت کافی است دلم گرفتـــــه... غم هایم را بغـــل کن...