واااای ینی ابروریزی بدتر از این.... امروز داشتم میرفتم مطب یه دکتر بعد توو پله ها یه پسر پرسید " اینجا ساختمون نادر؟" منم چون فک میکردم اسمش یه چیز دیگست با اعتماد به نفس کامل گفتم نه ! بعد پرسید میدونی کجاست ...منم گفتم نه! ....خلاصه بعد چند دیقه که من منتظر بودم نوبتم بشه پسره اومد داخل رفت پیش منشی و دقیقا اومد روبروی من نشست... حال من اون موقع هیچی دیگه روم نمیشد سرم و بیارم بالا ....اعتراف میکنم خیلی خیلی خجالت کشیدم.... اما اصن به روی مبارک نیاوردم..
موسسه خیریه را میخوام چیکار من تو را میخوام عجیجم
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 41 دقيقه قبلمن الان خوشحالم







13 سال و 1 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 38 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 34 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبل