دیشب با خدا دعوایم شد با هم قهر کردیم فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد رفتم گوشه ای نشستم چند قطره اشک ریختم و خوابم برد… صبح که بیدار شدم پدرم گفت: نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد…
یکروز یه دختری داشته از نونوایی برمیگشته یک پسری دنبالش میفته! دختره هرجامیره پسره هم میاد! اینورمیره پسره هم میاد! اونورمیره همینطور! تااینکه دختره به یه کوچه بن بست میرسه برمیگرده به پسره میگه چی ازجونم میخوای؟ پسره هم میگه :یه تیکه نون بده!
من بحث رو نه بر اساس نام نویسنده که بر اساس خود متن گذاشتم
تو دنیای ما هر کی می تونه برگرده ولی هر برگشتی مطمئن باشید خالی از تاوان نیست
نمیشه من زندگی صدنفر و خراب کنم بعد یه هو به خودم بیام و توبه کنم و بخوام خوب بشم
اول باید تاوان بدیهامو پس بدم
حتی در محضر خدا هم توبه کردن خالی از تاوان نخواهد بود
خداوند می فرماید که حق خودش و خودتو می بخشه اما حق دیگران رو نمی بخشه
کسی که برمیگرده تاوانشو به اختیار میده مطمئن باش..درستشون نمیکنه ...
نمیتونه شاید.. ولی تاوانشو به اختیار به دوشِ پس دادن میگیره .. خودش...خودش به عهده میگیره ..شود یا نشودش دیگه کار عدالته روزگاره....اون وقت روزی هزار بار مردن و زنده شدن هم برای این ادم هدفمنده و زیبا....




13 سال و 4 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 22 دقيقه قبلناااااازی.....

13 سال و 4 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 20 دقيقه قبل