♥♥ دنيا ♥♥
کـاش دفتـر خاطراتــم چراغ جادو بود تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی به رویش دست می کشیدم تــو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی!
♥♥ دنيا ♥♥
مےخواهم ... مُچــالہ و خیــس! در آغـوشت بمــانــم! از پهن شدن بــر بنــد خاطــرات بیـــــزارم ...
♥♥ دنيا ♥♥
اینجا همه خوبند خیالت راحت! من مانده ام و چهار تا هم صحبت! این گوشه نشسته ایم و دلتنگ تو ایم… من، عشق، خدا، عقربه های ساعت!
♥♥ دنيا ♥♥
بی خیال این همه قانون ... بی خیال این همه ترس ... بی خیال دنیا با این همه قانونگذار بی قانون و بیخیال این همه محتسب بی حساب!! بی خیال این همه رسولان بی معجزه و معجزات بی رسول!! من ... من عاشق آزاد كردن نوازش و سیب از قفس بی تابی و ترسم ، حتی اگر به جرم خوردن سیب به زندگی تبعید شوم .... دستهایت را به من بده ... به جهنم كه مرا به جهنم میبرند، به خاطر عشقبازی با خیال تو.. تو ... تو خود ، بهشتی ...
♥♥ دنيا ♥♥
باور كن ....! كار من نيست كار دل است ... "دلـــــم" جايي ميان نفسهايت گير كرده است ...
♥♥ دنيا ♥♥
آنقدر به دستهایت خیره شده بودی .. که نفهمیدی پرنده های آسمان من ........... مدتهاست روی شانه هایت لانه کرده اند !!
♥♥ دنيا ♥♥
دلم به درد آمد. سردی اش شده، بس که جوابهایت کال و نپخته است.
♥♥ دنيا ♥♥
زندگي، رسم پذيرايي از تقدير است// وزن خوشبختي من،// وزن رضايتمندي ست// زندگي، //شايد شعر پدرم بود که خواند// چاي مادر، که مرا گرم نمود// نان خواهر، که به ماهي ها داد //زندگي شايد آن لبخندي ست، که دريغش کرديم// زندگي زمزمه پاک حيات ست ، //ميان دو سکوت زندگي ، //خاطره آمدن و رفتن ماست// لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهايي ست// من دلم مي خواهد// قدر اين خاطره را دريابيم.
♥♥ دنيا ♥♥
دیوار اتاقم پر از عکس هاى دو نفره اى ست که قرار است بعدأ بیندازیم! همان بعدنى که نیست شد در تقویم بودنمان…
♥♥ دنيا ♥♥
سلام باران// با آنکه زاده ابری سیاه و دلتنگ هستی// اما چه با طراوت و روح انگیزی! //با دیدنت فهمیدم// میتوان از دل سیاهی// سفیدی نیز طلوع کند// همانطور که از شب// روز زاده میشود //پس ایمان دارم //از دل این دلتنگیهای امروزم// نظارهگر فردایی روشن خواهم بود
♥♥ دنيا ♥♥
خـدایــا دلـم گرفته// بیا بریم کمی دور از این مردم قدم بزنیم… //بغض از من //بارون از تو… //گفتن از من.. //گوش دادن از تو.. //دعا از من… //اجابت از تـو باشه؟ بریم شاید کمی دلم واشه