واي بچه ها الان ي فيلم پليسي اينجا داشتيم من از پنجره ي اتاقم ديدم ي نفر ي ماشين پيكان كه جلو شركت بود و داره ميدزده به همكارام گفتم همه دويديم بيرون {- همون موقع ي ماشين پليس رسيد همكاراي من دنبال ماشينه مي دويدن تا ماشين پليس رسيد داد زديم برو پيكانو بگير داره ميدزدش خلاصه پليس وظيفه شناس دزده رو گرفت ماشين هم با خودشون بردن
وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم شیشه ها را نمی شکنم غــرورم را نمی شکنم دلت را نمی شکنم در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ، این بغض لعنتی است …