♥♥ دنيا ♥♥
کافه چی..کنیاک بیاور سر میزم.. با همان سیگار همیشگی..می خواهم "خاطره" دود کنم و "درد" بکشم.. کافه چی هر چه سرم آمد سر میزم نیا... تنها اگر "خاکستر" شدم مرا از روی زمین پاک کن و وجودم را توی پاکت سیگاری بریز و بگذار روی میزت تا هر رهگذری رد شد مرا ببیند..فقط روی پاکت بنویس.. "عاشق بود.."
♥♥ دنيا ♥♥
عاشق نشدم برای روزهای مبادا.//روزهای باداباد.// بادبادکم قد کشید.//دستم که به زنگ رسید گفتند بماند برای بعد. //حالا که دست به عصاتر از دیروز //دستم به زنگ نمیرسد //هرچه سنگ تو را به سینه میزنم کسی باز نمیکند.// به دیوار میگویم که در بشنود.... //نیامده ام نشانیه خانه ی جدیدشان را بگیرم.// آمده ام بادبادک قدیم را پس بگیرم...//یادگار روز مبادا....
♥♥ دنيا ♥♥
وضـو را دوسـت نـدارم// دسـتـهایـم تـیـمـم بـا تـن تـو را مـیـخـواهـد// مـنـاجـاتـش بـا هـم// ثـوابـش بـا تـو// گـناهـانـش بـا مـن ...
♥♥ دنيا ♥♥
برایت دلتنگی عصر پاییز را می فرستم مثل کلاغ های دم غروب هیچ جا نیستم فقط گاهی یکی از پرهایم می افتد
♥♥ دنيا ♥♥
به صد رسیده بودی// چشم بسته //گرچه قرار ما یک بازی ساده بود// نیامدی بگردی// و شاید از هزار هم گذشته بودی// من پشت درختها زرد می شدم// و دیگر خیال پیدا شدن از سرم پرید.// من به شکل ساده ای من هستم.// اگر این جا نیستم, گم نشده ام.// به سادگی فراموش شده ام
♥♥ دنيا ♥♥
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود….. چه بیقرار بودی زودتر بروی….. از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی من سوگوار نبودنت نیستم!!! من شرمسار این همه تحملم..
♥♥ دنيا ♥♥
همیشه نمیشود خود را به بیخیالی زد و گفت: تنهــــا آمده ام ,تنهـــا مـــیروم یک وقـتهــایــی شایـــد حتـــی برای ساعتـــی یا دقیــقه ای کم مــی آوری … دل وامانـــده ات یــک نفـــر را مـــی خواهــد کـه در نــهایــت تــنـفـر عاشقانه دوستش داری…..
♥♥ دنيا ♥♥
هـر شــب از پُـشـت صـفـحـه ي کـوچـکِ مــوبــایــلـم در آغــــــوش مـي گـیـــــرمــــت . . . و نـمـیـدانـي کـه چـه آرامـــشـي سـت هـــمـیـــن آغــــــوش خـــــیــــــالـي ...!
♥♥ دنيا ♥♥
اشکی که بی دلیل بیاید ، اشک دلتنگی نیست ، اشک بی کسی ست..
♥♥ دنيا ♥♥
لرزش صدایــم، مال سرمای هواست. این پرده ی اشک روی چشــم هام هم همین طور. چیزیم نیست به خــدا. من فقط، دلواپـــس تــــــوام. لباس گرم در چمدانت گذاشتی؟
♥♥ دنيا ♥♥
نـشـــانـی ام را مـیخـواســـتـی ؟ هــمـان مـحـلــﮧ ی قـدیـمـی پـائـیـز ! مـنتـظرم هـــنـوز ... امـّــا زرد (!) امـّــا خشــک (!) گاهــی بیـاد مـی آورم تــو را زیـر پـا ڪـﮧ مـی مـــانـم