shahrooz
گاهي شايد لازم باشد از ياد ببريم !
ياد آنهايي را که با نبودنشان،
بودنمان را به بازي گرفتند !!!
shahrooz
مرد زنداني مي خنديد... شايد به زنداني بودن خويش... و شايد به آزادي من... راستي زندان كدام سوي ميله هاست؟
shahrooz
خدایا چرا تا وقتی که زنده ام روانم را شاد نمی کنی همینکه مردم شادروانم می کنی
shahrooz
مرداحساس را کشف کرد و زن عشق را، مرد کار را کشف کرد و زن خانه داري را، مرد پول را اختراع کرد و زن خريد را، از آن زمان، مرد چيزهاي بسيار زيادي کشف و اختراع کرد، و زن همچنان در حال خريد است !!!
shahrooz
مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود
shahrooz
یک داستان کوتاه وعاشقانه.روزی پسری به دختری گفت.بامن ازدواج میکنی.دخترگفت نه.وآن پسرسالها باخوبی و خوشی به زندگی خودادامه داد...
shahrooz
SALAAAAAAAAAAAM ......salaaaaaaaaaaaam
shahrooz
اگر زیستن را دوست داشتم ، هرگز به هنگام به دنیا آمدن نمی گریستم !