ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
خداوند به موسی فرمود:با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده ای ، تا دعایت مستجاب شود موسی گفت چگونه؟ خداوند فرمود :به دیگران بگو برایت دعا کنند چون تو با زبان آنها گناه نکردی...
ُُُshakib
ایــــن زخــم هــا نمـک کــــــــــــــــــم داشــت کــــــــــــــــــه پــاشیــــدی …
ُُُshakib
دوست داشتنت را برایم نوشتی و گفتی بیادم هستی اما نوشتنت، تمرین بود. شاید برای دیگری . . .
ُُُshakib
هر گاه خبر مرگم را شنیدی در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته: ساده بودم...... باختم.....!
ُُُshakib
يكي از زيباترين لحظه هايي كه ديگه امكان نداره باشه...!!! صبحا موقع رفتنت سركار...بايد منو تو آغوشت ميگرفتي وتو گوشم ميگفتي:"خانومم دلم برات تنگ ميشه"... حتي اگه ازت ناراحت بودم... حالابايدبه زور اينوقبول كنم كه اين كارات يه جور بازيگري بوده!!!
ُُُshakib
همسر یه تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم. شوهرش میگه : غصه نخور عزیزم ، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم. زن میگه : خوب همین عصبیم میکنه دیگه!
ُُُshakib
از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفر کردي
ُُُshakib
می خواهی قضاوتم کنی ؟ کفش هایم را بپوش راهم را قدم بزن دردهایم را بکش سال هایم را بگذران بعد قضاوت کن !
ُُُshakib
کا[!]ت تصور کنی جهانی را که هیچ کَس در آن نیست... تویی و سکوت و تنهایی؛ و خاطراتی که هیاهویشان در ذهنت هر بار تو را تا مرز جنون میبرد! جهانم اینگونه است این روزها...
ُُُshakib
تو می خواستی بشی " سنگ صبورم " ... تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم
ُُُshakib
بنی آدم ابزار یکدیگرند/در اسگل کردن ز هم برترند/ چو عضوی به درد آورد روزگار/دگر عضوها را خنده و هار هار
ُُُshakib
یکی از معضلات بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتون که اشکاشون به دو طرف پرت میشد گریه کنم !:d
ُُُshakib
یا میدانید: خنده موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود ؟
ُُُshakib
درخت دلتنگ تبر شد، وقتی که پرنده ها سیم برق را به شاخه های او ترجیح دادن.