دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

همیشه رفتن بهترین نیست گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست چه قهر باشیم چه آشتی اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند . . . —

ُُُshakib
ُُُshakib

قهر مکن ای فرشته روی دلارا / ناز مکن ای بنفشه موی فریبا طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین / چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا ناز تورا میکشم به دیده منت / سر به رهت مینهم به عجز و تمنا . . . —

ُُُshakib
ُُُshakib

به خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن. بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند . . . —

ُُُshakib
ُُُshakib

چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نازنین / جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم / طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین . . . —

ُُُshakib
ُُُshakib

بوسه ام را می گذارم پشت در / قهرکردی , قهرکردم , سر به سر تو بیا , در را تماما باز کن / هر چه میخواهی برایم ناز کن من غرورم را شکستم , داشتی ؟ / آمدم , حالا تو با من آشتی ؟

ُُُshakib
ُُُshakib

هوایم را داشته باش … وقتی تو هوایم را داری هوا هم خوب میشود اصلا هوا هم به هوای تو خوب میشود :: ::

ُُُshakib
ُُُshakib

همه ماهر شده اند یک نفر هزاران نفر را با هم دوست دارد ! اما من ناشیانه به یک نفر دل میبندم هزاران بار ! :: ::

ُُُshakib
ُُُshakib

مرگ شیرین ِ من در آغوش توست . . . وقتی می گویــی دوستــم داری، گلوله بارانم میــکنــی . . . ::

ُُُshakib
ُُُshakib

عشـــــق یــعنی حـتی اگـه بدونـــی نـمیخوادتــــــ بدونــــی نمیشـــــه, امــا نتـــونی ترکــشی کنـــی . . . نه خــــودشو , نه فکـــــرشو . . . ::

ُُُshakib
ُُُshakib

باختی در کار نیست برای تو قلبم را ریسک می کنم یا می برم… یا می میرم… ::

ُُُshakib
ُُُshakib

از همان کودکی به ما هشدار دادند و جدی نگرفتیم … یادت هست ؟ در دفتر مشقهایمان خطوط فاصله همیشه قرمز بود !

ُُُshakib
ُُُshakib

دیوان شعرم را برای تو سرودم / گردد فدای چشم ناز تو وجودم این بوده رویا و خیال و آرزویم / ای کاش من هم دلبر قلب تو بودم ::

ُُُshakib
ُُُshakib

با هیچ مزه ای عوض نمی کنم نمک چهره ات را ولی متعجبم … از شیرینی لبانت در این نمکزار ! ::

ُُُshakib
ُُُshakib

سنگین ترین غروب من لحظه ی بی تو بودن است اگر ماندم که می آیم به سویت اگر مردم فدای تار مویت

ُُُshakib
ُُُshakib

برایت مینویسم تا بی نهایت تا نگاهی گم شود در چشمهایت برایت مینویسم با طعم رسیدن با هوایی که در آن شوق پریدن برایت مینویسم با زلال اشکهایم شاید آن وقت بدانی قدر نوشته هایم برایت مینویسم بهترینم مینویسم تا بدانی عاشق ترینم ::