ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
چه غریبانه گریست ان شب بی تو تکه ابری که سکوت وجودم را فهمید و چه غریبانه خندید ان روز که بی تو مرگم را فهمید
ُُُshakib
میدونی اگه صخره و سنگ تو مسیر رودخانه زندگیت نباشه صدای اب اصلا قشنگ نیست
ُُُshakib
تو بگی وقتی خواب بودم چه کسی مداد رنگیش را برداشت و فاصله را پررنگ کرد
ُُُshakib
لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره میشود میتواند لشکر شیر را که توسط یک گوسفند اداره میشود را شکست دهد
ُُُshakib
در دنیا چند چیز از هم سیر نمیشوند زمین از بارون ..چشم از گناه..عاشق از معشوق و من از تو
ُُُshakib
اشک تنها موجودی است که وقتی از چشم می افتد عزیز میشود
ُُُshakib
هیچ وقت قول یک پسر بچه را جدی نگیر اما همیشه از تهدیدات یک دختر بچه بترس
ُُُshakib
ویرانه نه ان است که جمشید بنا کرد ..ویرانه نه ان است که فرهاد فرو ریخت ..ویرانه دل ماست که با هر نگاه تو صد بار بنا گشت و فرو ریخت
ُُُshakib
به هر کس نیکی کنی او را ساخته ای و به هر کس بدی کنی به او باخته ای پس ساختن بهتر از باختن است
ُُُshakib
چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه.»..استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند.آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود
ُُُshakib
چه خوب میشد یه روزی از همین روزا خدا میومد و میگفت : همه سختی های این مدت "شوخی" بود میخواستم ببینم جنبه داری یا نه