دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

هر کی غم داره یه بار این اهنگ و گوش کنه اهنگش ترکیه [فایل]

این ارسال را بازنشر کرده است.
ُُُshakib
ُُُshakib

گدایان بینی اندر روز محشر به تخت ملک بر چون پادشاهان چنان نورانی از فر عبادت که گویی آفتابانند و ماهان تو خود چون از خجالت سر برآری که بر دوشت بود بار گناهان اگر دانی که بد کردی و بد رفت بیا پیش از عقوبت عذرخواهان سعدی

ُُُshakib
ُُُshakib

آره تو محشری ، از همه سری … تو یک افسونگری … “مکالمه من با آینه اتاقم

ُُُshakib
59945425400342125524.jpg ُُُshakib

انسانیتم ارزو شد.

ُُُshakib
ُُُshakib

تبلیغ جدید شرکت سایپا : حادثه و هیجان را با ما تجربه کنید؛ شاد بروید شادروان برگردید...

ُُُshakib
ُُُshakib

دکتر علی شریعتی: ترجیح میدهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکرکنم تا این که در مسجد بشینم و به کفشهایم فکر کنم

ُُُshakib
ُُُshakib

نظرات

ُُُshakib
ُُُshakib

آن که دائم هوس سوختن ما می کرد ای کاش بنزین مرا نیز مهیا می کرد:

ُُُshakib
ُُُshakib

نخستین برنامه‌ دولت ایران براى واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند.اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبی به امیر كبیر خبر دادند كه مردم از روى ناآگاهی نمی‌خواهند واكسن بزنند! به‌ویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌ درنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصورمی كرد كه با این فرمان همه مردم آبله می‌كوبند . اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود كه فرمان امیر را بپذیرند. شمارى كه پول كافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبی سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند

ُُُshakib
ُُُshakib

هیچ قطـــــــاری از ایـن اتاق نمی گذرد..! مـن اینجا نشسته ام.. و با همیـن سیگار قطــــــــــــار می آفرینم..! ... نمی شنـــوی ؟! سرم دارد ســـــــــــوت میکشد !!!

ُُُshakib
ُُُshakib

حكايت ان مرد را شنيده اي؟ كه نزد طبيب رفت,و از غم بزرگي كه در دل داشت گفت؟ طبيب گفت:به ميدان شهر برو انجا دلقكي هست,انقدر ميخنداندت تا غم از يادت برود, مرد لبخند تلخي زد و گفت :من همان دلقكم..........

ُُُshakib
ُُُshakib

یارب از عرفان مرا پیمانه ای سر شار ده چشم بینا،جان آگاه و دل بیدار ده

ُُُshakib
ُُُshakib

ما نسل بدبختی هستيم ,دست مان به مقصر اصلی نمی رسد ، از همديگر انتقام می گيريم !

ُُُshakib
ُُُshakib

راه میخانه نداند هیچ کس...جزء من و شیخ و زاهد دو سه رسوای دگر

ُُُshakib
ُُُshakib

هیچ کس نفهمید خداهم تنهاییش را فریاد میزند... "قل هو الله احد"