ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
نبود...پیداشد...دوست شد...مهر شد...گرم شد...عشق شد...یار شد...تار شد...سرد شد...غم شد...بغض شد...اشک شد...اه شد...رفت...رفت...واسه همیشه رفت
ُُُshakib
دریغا این که نامش زندگیست ما را کشت در عجب مانده ام ان که نامش مرگ است با ما چه خواهد کرد
ُُُshakib
از خدا پرسید اگر در سرنوشت ما همه چیز از قبل نوشته شده پس ارزو کردن چه سود دارد . خدا خندید و گفت:شاید در سرنوشتت نوشته باشم هر چه ارزو کردد
ُُُshakib
به نظرتون این زنده میمونه
ُُُshakib
فرق خوابیدن بچه ها با پدر و مادر