ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
وقتی کسی به دلت نشست نشستنش مقدسه ..حتی اگه نخواد بازم نفس کشیدنش بسه
ُُُshakib
من ان غریبه دبروز اشنای امروز و فراموش شده فردایم در اشنایی امروز مینویسم تا در فراموشی فردا یادم کنی
ُُُshakib
دیشب بدجوری بهت فکر میکردم که یه قطره اشک از تو چشمام افتاد بهش گفتم چرا افتادی گفت تو چشمای تو کسی هست که دیگه جای من اونجا نیست
ُُُshakib
تو را به اندازه روزهایی که ندیده ام دوست دارم تو را به اندازه روزهایی که نزیسته ام دوست دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم
ُُُshakib
نکردم من در این دنیا گناهی فقط کردم به چشمانمت نگاهی ..اگر گناه من باشد نگاهی مجازاتم کن انگونه که میخواهی
ُُُshakib
دنیا گذرگاه است و ما همه رهگذریم بنگریم که چگونه میگذریم
ُُُshakib
اگه یه روز حس کردی نبودن یکی بهتر از بودنشه چشماتو ببند اگه خیس شد داری به خودت دروغ میگی
ُُُshakib
ممکنه خیلی چیزهارو به خاطر عشق از دست بدی ولی هیچوقت به خاطر رسیدن به خیلی چیزها عشقتو از دست نده
ُُُshakib
تاریخ تولد یک بهانه است که فراموش نکنی امدنت را
ُُُshakib
از تو شروع میشود همه گلایه هایم و به تو ختم میشود همه بهانه هایم از طلوع تا غروب حتی جمعه ها هم بوی تو را میدهد
ُُُshakib
داشتم اشکهایم را بر روی نامه عاشقانه با قطره چکان جعل میکردم ...خاطرم امد شاید دلتنگ خنده هایم باشی...ببخش اگر این روزها عشق را فقط با گریه میتوان اثبات کرد
ُُُshakib
مگر شب در تاریخ سیاه خود چه افتخاری کسب کرده که این همه ستاره بر سینه دارد
ُُُshakib
حسین بیشتر از اب تشنه لبیک بود افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را به ما نشان دادند