ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
اگر اتش به زیر پوست داری نسوزی گر علی را دوست داری
ُُُshakib
از تو شروع میشود همه گلایه هایم و به تو ختم میشود همه بهانه هایم از طلوع تا غروب حتی جمعه ها هم بوی تو را میدهد
ُُُshakib
مادر والا ترین شاعر ..چیره دست ترین نقاش ..تردست ترین اهنگساز و ماهر ترین پیکر تراش است
ُُُshakib
داشتم اشکهایم را بر روی نامه عاشقانه با قطره چکان جعل میکردم ...خاطرم امد شاید دلتنگ خنده هایم باشی...ببخش اگر این روزها عشق را فقط با گریه میتوان اثبات کرد
ُُُshakib
مگر شب در تاریخ سیاه خود چه افتخاری کسب کرده که این همه ستاره بر سینه دارد
ُُُshakib
حسین بیشتر از اب تشنه لبیک بود افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را به ما نشان دادند
ُُُshakib
یا مهدی از عشق تو گفتم نمک گیر شدم ...تا ساحل چشم تو تگثیر شدم ..گفتی غروب جمعه خواهی امد ...انقدر نیامدی که من پیر شدم