دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
1002564_570543243004905_2046710959_n.jpg ُُُshakib

و عشـــق آن لحظه معنـــــا پیـــدا میکند که همدمت اجــازه ی بــــوسیدن دهد و تو با نــــهایت عشقی که در دل داری بــــوسه بر پیشانی اش بـــزنی

ُُُshakib
ُُُshakib

یه وقتایی هم باید سگ درونتو آزاد بذاری تا پاچه هر کیو خواست بگیره!!!

ُُُshakib
ُُُshakib

پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی که اگر بدانی ... چه کسی ، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛ "پدرت"را می پرستیدی......

ُُُshakib
405969_184472218374113_657840355_n.jpg ُُُshakib

همه به فکر خودشونن جز مادر !!!

ُُُshakib
ُُُshakib

گــرگــی دست به خودکشی زد و در وصیت نامه اش نوشته بود : پوســتم را بسوزانید تا هیچوقت شغالی در آن نقش ما را بازی نکند که نـِـــــــــفرین بره ای پشت سر ما باشد ....

ُُُshakib
ُُُshakib

ای دهقان فداکار . . . تــو در روزگــــــــــاري بزرگ شــدي ،كه مــردي برهنه شد ! تــا زنــان و كــودكان زنــده بــمانــنــد . . . امـّــا مــــن در روزگـــــــار تلــخــي نــفــس ميــكــشــم ، كــه زنــي بــرهــنه ميشود ! تا كــودكش از گــرسنــگــي نمــيــرد . . ..

ُُُshakib
ُُُshakib

به سلامتی اون حس هایی که نمیشه به اشتراک گذاشت مگر با خدا …شبتون مهتابی

ُُُshakib
fu2534.jpg ُُُshakib

آخ جون دعوای خانوادگی!

ُُُshakib
ُُُshakib

پسره زنگ میزنه خونشون و میگه : مامان من ایدز دارم مامانه : جونه هرکی دوست داری نیا خونه لامصب بد بختمون میکنی پسره : چرا آخه واسه چی ؟ مامانه : اگه بیای خونه ، زنت ازت ایدز میگیره بعد زنت به داداشت انتقال میده داداشت به پیشخدمته خونه انتقال میده پیشخدمت به بابات انتقال میده بابات به خواهره من انتقال میده خواهرم به شوهرش انتقال میده شوهرش به من انتقال میده من به باغبون انتقال میدم باغبون به خواهرت انتقال میده و خواهرت هم به کله شهر انتقال میده نیا پسرم نیا ، محضه رضای خدا نیا . (برگرفته از داستان سریال های جم)

ُُُshakib
ُُُshakib

جه داستان غریبی است داستان زندگی ...دستی که داس را برداشت همان دستی بود که گندم را کاشته بود

ُُُshakib
421882_168316160016596_995437343_n.jpg ُُُshakib

به هر کس دل بستم ازم شارژ خواست

ُُُshakib
ُُُshakib

زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد. مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت. روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت: حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی، من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید: برو هر جا دلت می خواهد! زن با نا باوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده! غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟ چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد . زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟ مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید! زن باز هم متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت: تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم، مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم

ُُُshakib
1044603_10200210599723833_279467001_n.jpg ُُُshakib

این سر یا هندونه

ُُُshakib
L132126007832.jpg ُُُshakib

وضعیت مرغ بعد از گرانی تخم مرغ

ُُُshakib
ُُُshakib

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم