طلوع
امیدوارم بعضی از کارفرمایان بفهمند کسی که دنبال کار میگرده میخواد با شرافت زندگی کنه، نمیخواد تن فروشی کنه
طلوع
آدمهای ضعیف که میروند شایسته ی داشتن قلب و احساسِ شما نیستند
طلوع
سالهاست زیر هر نامهاش مینویسد ... باران را دوست ندارم ... روزی که تو رفتی میبارید
طلوع
روزی که ترمز زندگی ات برید ، چشم امید به کمک هیچکس نداشته باش ، هیچکس .....
طلوع
خدایا این بار پیامبری بفرست که فقط گوش کند !
طلوع
دريا، - صبور وسنگين - مي خواند و مي نوشت - "... من خواب نيستم ! خاموش اگر نشستم ، مرداب نيستم ! روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم روشن شود كه آتشم و آب نيستم !"
طلوع
زن که باشی می ترسی! از کوچه های بلند،از غروبهای خلوت از خیابانهای بدون عابر،باصدای موتورها و دوچرخه ها ، ترس های کوچکی داری ، به بزرگی همه ی بی عدالتی هایی که به جرم زنانگی محکومت می کنند ... و همیشه این تویی که مقصری...
طلوع
“انسان همیشه به محبوب هایش چیزهای زیادی هدیه می کند: کلام، آسایش و احساس لذت… و تو ارزشمندترین همه ی این ها را به من هدیه کردی: “فقدان”…” <کریستین بوبن>
طلوع
روحت كه رشد نكند - جسمت را ميكشند - وقتي در ليواني به نام دنيا باشي ...
طلوع
کوچه ها را بلد شدم ، مغازه ها را ، رنگهای چراغ راهنما را ، حتی جدول ضرب را ، و ديگر در راه هيچ مدرسه ای گم نمی شوم ، اما گاهی ميان آدمها گم می شوم ، فقط آدمها را بلد نيستم!!!!
طلوع
مرحم زخم های کهنه ام کنج لبان توست! بوسه نمیخواهم،چیزی بگو.
چ تصویر تلخی ...
14 سال و 3 ماه و 25 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبل